گندم زار من

52 پروردگار، والدین
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

پروردگار هنگام خلقت موجودات تا جایی که موجودات ظرفیت داشتند، جلوه ای از جلوات اوصاف بی کران خودش را در وجود آن ها به ودیعه گذاشته. برای همین می گن که تمامی آنچه که در عالم امکان هست آیه و نشانه اند. مثلا گل که به زیبایی شهره است، یک نشانه است. رد پایی است از خالق زیبای گل.


یکی از صفات پروردگار که من شخصا هروقت بهش فکر می کنم، شادی تمام وجودم رو فرا می گیره، صفت محبت کردن به مخلوقاتش در عین بی نیازی می باشد. یعنی بدون اینکه به ما نیاز داشته باشند، بهمون محبت می کنه.

خوش حال باشیم چرا که خالق هستی جلوه ای از این صفت سرمست کننده خودشون رو در همین دنیا هم شبیه سازی کردند.

در وجود پدران و مادران. مطمئن باشیم که هیچ جای دیگه نمی شه این گوهر نایاب رو پیدا کرد. محبت والدین به فرزندانشون بویی از محبت خداوند به بندگانش داره. ببینید تحمل والدین نسبت به بی وفایی های فرزندانشون چقدره. برای همین هم هست که در تمام ادیان آسمانی حفظ حرمت والدین در بالاترین درجه خودش توصیه شده. در دین اسلام این احترام به کبوتری تشبیه شده که بال های خودش رو از شدت تواضع بر روی زمین می کشه. من خودم هروقت به مادر و پدرم زنگ می زنم یا پیششونم، این نکته توی ذهنم خلجان داره و ناخودآگاه قلبم رئوف می شه.


خدای رحمان رو ببینید، سراپا تقصیریم اما رحمتش رو دریغ نمی کنه. خورشیدشو ور نمی داره ببره. به زمین نمی گه دیگه حق نداری واسه اینا دانه های خوردنی رو بشکافی. یا سلامتیمون رو ازمون بگیره.

"وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْیُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى یُبْصِرُونَ ﴿۶۶﴾

و اگر بخواهیم هر آینه فروغ از دیدگانشان مى‏گیریم، آنگاه چگونه می توانند از راهی که همیشه می پیمودند از هم پیشی گیرند.

وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَکَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِیًّا وَلَا یَرْجِعُونَ ﴿۶۷﴾

و اگر بخواهیم هرآینه ایشان را در جاى خود مسخ مى‏کنیم [به گونه‏اى] که نه بتوانند بروند و نه برگردند."

اگر بخواد می تونه اما منتظر که ما برگردیم.


این مطلب رو می خواستم به مناسبت روز مادر و پدر بنویسم که باز گره خورد به یاسین عزیز.

 

 

 


 
 
51 دکتر محمد علی انصاری
نویسنده : محمد - ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٦
 

اصلا بعضی از آدما بزرگ متولد می شن.

توی کارتون "سرینتی پی تی"، وقتی که "سرینتی" داشت از تخم در می یومد، از بس بزرگ بود، "پیلا پیلا" به "کنا" می گه بیا در ریم. بیچاره تخمی که خودش ازش دراومده بودو با "سرینتی پی تی" مقایسه می کرد.

واقعا بعضی از آدم ها هم هستن بزرگ متولدد می شن. یکی از این افراد که افتخار آشنایی با آثارشون برای من بوجود اومده، دکتر محمد علی انصاریه. ایشون متولد هزار و سیصدو چهل و سه هستش. اما وقتی حرف می زنه من مبهوت می مونم که آخه این همه دانش رو توی این عمر کوتاه کی و چجوری یاد گرفته. تفسیر قرآن می گن، همینطور مطلب می ریزه. نه اینکه از نوشته چیزی بخونه، نه. تمام اشعار، جملات عربی از کتاب های مختلف، اسم کتاب ها رو نمی تونم به خاطر بسپارم، همرو از حفظ می گه. من خودم ریزه خوار افکار ایشونم. بوی خدا می ده.

 

موفق شدم از طریق سایتشون باهاشون مکاتبه کنم. سوال و جواب رو اینجا میارم.

 

""کسانی که در عالم آخرت در جهنم خلود می یابند، آیا ممکن است از حضرت حق تقاضا کنند که ما اصلا نمی خواهیم وجود داشته باشیم، و این ایراد را وارد کنند که شما ما را "فطر" کردید یعنی از عدم خلق کردید. به قول خود استاد که همیشه در سخنرانی هایشان می گویند "ما نبودیمو تقاضامان نبود". آیا چنین درخواستی با توجه به غیر قابل تحمل بودن عذاب و برای رهایی از آن صورت می گیرد؟ اگر آری خدا چه می کند، اگر نه چرا؟

پاسخ شما :

خیر، چنین تقاضایی صورت نمی گیرد. چون اهل جهنم قبل از ورود به جهنم در قیامت با حقایق الهی آشنا شده اند و جایی برای این سخن نمی یابند و در عین دوزخی بودن حکیم بودن و حکمت او را درک کرده اند. دوست محترم آمدن انسان از عدم به هستی جبر محض است. معدوم، معدوم است. نیست تا میل به آمدن یا نیامدن داشته باشد از جایی میل و اراده آغاز می شود که وجود آغاز می شود و افعال انسان و بهشت و دوزخ هم از همان جا با ماست نه قبل از مرحله انتخاب و در وادی عدم.""

 

به من می گه دوست محترم. قند تو دلم آب می شه.

 

اگر کسی دیگه هم می خواد سوالی بپرسه باید بره داخل سایت

hedayatnoor.org

داخل قسمت پرسش و پاسخ، قسمت ارسال سوال.

 اینم کانال تلگرام استاد:

mohammadaliansari@

 اینجا هم به راحتی میشه محصولات و کتاب‌های استاد رو خرید:

mishkat.ir


 
 
50 مفهوم صلوات
نویسنده : محمد - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤
 

کلمه "آل" در لغت به معنای بازگشت و رجوع می باشد. شخصی بر حضرت رضا (ع) وارد می شوند و می پرسند من شنیدم که "الهم صلی علی محمد و آل محمد" فقط خاندان حضرت محمد (ص) را در بر نمی گیره و دایره اش وسیع تر است. حضرت پاسخ می دهند که بله "آل محمد" به تمام افرادی از امت پیامبر اطلاق می شود که در فکر و عمل به آن حضرت رجوع می کنند.

پس معنای صلوات می شه

خدایا حضرت محمد و تمام کسانی که در فکر وعمل از پیامبرت تبعیت می کنند را در سایه رحمت خاص خود قرار ده.

دکتر الهی قمشه ای می فرمایند که صلوات هم به مانند نماز یک ذکر است "و چنین است در صلوا ت که آن کلمات ما را متذکر نبی می کند تا به راه پیامبر برویم و به اوصاف او آراسته شویم تا به جایی رسد که نفس وجود ما درود بر آن پیامبر گرامی باشد. چنان که هر کسی با ما اشنا شد با مشاهده اوصاف و اخلاق و رفتار ما بگوید صلوات بر محمد و آل محمد که چنین پیروان صادق و مخلص پرورده است."

در واقع صلوات دعایی است که می بایست اثر تربیتی داشته باشه. خود من از وقتی این معنا رو فهمیدم، هر روز بارها برام "رجوع به رفتار نبی اکرم" تکرار می شه. این موضوع ان شاء الله نمی تونه بدون اثر باشه.

در ضمن با دونستن معنی "آل" حالا معنای "آل یاسین" رو هم دقیق تر می فهمیم.


 
 
49
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳
 

همیشه در خدمت مادر و پای بند او باش، چوت بهشت زیر پای مادران است و نتیجه آن نعمت های بهشتی خواهد بود.

                                                                    حضرت فاطمه (س)


 
 
48 تعهد معیشتی پرودگار
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱
 

انگار که یه پدر پولدار داشته باشیم، باید پشتمون گرم باشه. اصلا نباید نگران پول، خونه یا این جور چیزا باشیم. فقط یک قانون رو باید رعایت کرد. اونهم تلاش کردنه. می خوام بگم اینکه با چه ابزاری برای تحصیل روزی قدم برمی داریم، چندان اهمیت نداره. ممکنه یکی راننده تاکسی باشه، یکی معلم باشه. همین که خداوند ببینه که ما داریم تلاش می کنیم، روزیمون رو می رسونه. از سر لطف این تعهد رو در حق ما کرده.

سوره یاسین آیات سی و سه تا سی و پنج

و ءَایةٌ لَهُمُ الارضُ المَیتةُ اَحیینٰها و اَخرجنا مِنها حَبًّا فَمِنهُ یاکُلونَ 33 وَ جَعَلنا فیها جَنَّٰتٍ من نخیلٍ و اعنٰبٍ و فَجَّرنا فیها من العُیُونِ 34 لِیَاکُلُوا من ثَمَرهۦ و ما عَمِلَتهُ اَیدیهم اَفَلا یَشکُرُونَ 35

و نشانه برای آن ها اینکه زمین مرده را زنده می گردانیم و از آن دانه را خارج می کنیم و از آن می خورند 33 و قرار دادیم در آن باغ هایی از درخت نخل و انگور و در آن چشمه هایی را شکافتیم 34 از ثمره آن و از آنچه که دستانشان در آن دخالتی نداشته است، می خورند، آیا شکر نمی کنند 35

خداوند قانون روزی بخشی خودش رو بیان می کنه. زمین رو آماده می کنه، باغ ها و چشمه ها رو قرار میده، همه چی دست خودشه. حالا به خاطر نظام علت و معلولی که پروردگار هستی در این دنیا حاکم کرده، ما فقط می بایست تلاش کنیم.

اینه که من می گم خداوند تعهد کرده که ما گشنه نمیریم. اما ضعف ایمان و وسواس خناس سبب می شن که همیشه استرس این رو داشته باشیم که فردا چی می شه. من نمی گم که بی خیال فردا باشیم. نه بلکه همونطور که امام سجاد می فرمایند باید طوری واسه معیشتمون زندگی کنیم که انگار هزار سال زنده ایم. من می گم از دغدغه هامون کم کنیم تا بتونیم به مسائل اساسی تری که به خاطر اونها آفریده شدیم، بپردازیم. یک ساعاتی از روز رو به معیشت اختصاص بدیم. افرادی که دورو بر من هستن یا سر کارن یا دارن واسه کارشون توی خونه برنامه ریزی می کنن. رویا پردازی می کنن، نقشه می کشن خونه بخرن، ماشین بخرن. علامه جفعری می فرمایند "حیات را صرف وسیله حیات نمودن خطاست". لقمه های کوچیک تو زندگی ورداریم. مگه چی می شه. یکی از آشناهامون یه خونه گرون قیمت خریده، رفته زیر یه قرض قابل توجهی. همش می دویه. حتی جمعه ها هم سر کاره. وقتی بهش می گم آخه این چه زندگیه که واسه خودت درست کردی، برای من از آینده حرف می زنه. توی ابروهاش یه گره می ندازه، نگاه عاقل اندر سفیهی به من می کنه، میگه عوضش دوفردای دیگه راحتم. بنده خدا معلوم نیست یه فردای دیگش زنده باشی چه برسه به دو فردا.

هدف بسیار والایی در این حیات وجود داره که نباید نسبت بهش غافل بود. باید ایمان قلبی بیاریم که این دنیا به خودی خود اصالت نداره. وابسته است به آخرت.


 
 
47 طبیعت معلم بزرگ
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٠
 

طبیعت توی طبیعت بودن خودش جدّیه. مثلا تا حالا کسی دیده که سوسک لوده بازی در بیاره، الکی بخنده و از این کارا؟ توی کاری که خداوند بهش محول کرده شوخی نداره. فقط و فقط به اون می پردازه. این برای ما یک درسه.

در سوره یاسین پیرامون رابطه خورشید و ماه صحبت می شه. "لَا الشَّمسُ یَنبغی لَهَا اَن تُدرِکَ القَمَرَ و لَا الَّیلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَ کُلٌ فی فَلَکٍ یَسبَحُونَ" (سزاوار نیست که خورشید ماه رو درک کنه و شب از روز پیش بیفته، هرکدام در مسیر خود شناورند).

خورشید میلیون ها برابر از ماه بزرگتره. کافیه اراده کنه تا با نیروی جاذبش ماه رو بخوره. اما خورشید اهل تجاوزگری نیست. میلیاردها ساله که به همون مسیر خودش بسنده کرده. اون هم توی کاری که حضرت حق بهش محول کرده جدّیه. درس بزرگیه. اگر ما همین درس رو یاد می گرفتیم، تو طول تاریخ هیچ جنگی رخ نمی داد. توی رانندگی دچار مشکل نمی شدیم. بهشت رو توی همین دنیا نقد می کردیم. چرا که هیچ کس اهل تعدی و زیاده خواهی نبود.

پروردگار طبیعت رو آفریده که معلم ما باشه.


 
 
46
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۳
 

ای موسی هرچه احتیاج داری از من بخواه، حتی نمک طعام و علف گوسفندانت را.

                                                                                           خدا


 
 
45 بازگشت به خداوند
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠
 

توی سوره مبارکه یاسین چندین جا مسئله بازگشت به خداوند پس از مرگ مطرح می شه. مانند آیه آخر " فَسبحنَ الّذِی بِیَدِه مَلَکوتُ کُلِّ شَیءٍ وَ اِلَیهِ تُرجَعُونَ " پس پاک و منزه است کسی که ملکوت هرچیزی در دستان اوست و بسوی او بازخواهید گشت.

این بازگشت از چه نوعیه و اصلا مگه ما الان در پیش خداوند حاظر نیستیم؟

 

عده ای عقیده دارند که این بازگشت، بازگشتی است به احکام الهی. اون احکامی که در این دنیا هم وجود داره اما اجباری برای پذیرفتنش وجود نداره. این افراد عقیده دارند که حکم در اون عالم حکم خداوند خواهد بود.

 

اما یک نظر دیگر هم وجود داره که به نظر من به حقیقت نزدیک تره. خیلی ها معتقدند که این بازگشت، رجوع به صفات الهی است. برای مثال ما الان به خلاق بودن خداوند اذعان داریم اما راه زیادی داریم تا به این صفت یقین پیدا کنیم. این بازگشت معادل همون یادگیری اسماء توسط پدرمون حضرت آدم هستش. اون اسماء هم اسماء الله بودند و خداوند گوشه ای از صفات خودش رو تا اون جا که بابامون ظرفیت داشت بهش نشون داد. این اتفاق انشاء الله برای ما هم خواهد افتاد.

 

اصلا ممکن درک بهشت و جهنم هم از همون جا آغاز بشه. وقتی انسان ها حضرت رحمان رو تا اون جا که بتونن می شناسن، وقتی می بینه که این خداوند ازش راضیه، احساس بهشتی بودن می کنه و بالعکس.

 


 
 
44
نویسنده : محمد - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠
 

خانوم خانوما، گل گل ها، مهربون مهربونا اومده اینجا پیشم. خیلیم خوش اومده. اما اگه این عروسمون و خواهرم بذارن. هی به بهونه اینکه من سر کارم، حوصله فرشته سر می ره، میبرنش بیرون. فرشته هم بدش نمی یاد. سریع می دویه میره.

امروز طی تماسی که با آبجی خانوم داشتم، یه عالمه روی ذهنش کار کردم. فک کنم مجابش کردم که یه کم بی خیال شه. بابا آخه ما یه عالمه برنامه ریزی کرده بودیم که باهم باشیم. هموشو خراب کردن. قرار گذاشتیم غروب با هم بریم بیرون، بعد یهو خواهرمو عروسمون و خانمم همه با هم می رن بیرون. منم می شین خونه سماق می ممکم. این انصافه؟ خوب منم حسودم، حسودیم می شه.

 

راستش الان یه کم عذاب وجدان دارم. خانومی داره ماکارانی درس می کنه واسم، بعد من عیشش رو خراب می کنم. واقعا که. من یه هیولیام.


 
 
43 شعری در وصف خدا
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤
 

 

پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان

رعد و برق شب، طنین خنده اش
سیل وطوفان، نعره طوفنده اش

دکمه پیراهن او، آفتاب
برق تیغ خنجر او ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بیرحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین

بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

زود میگفتند : این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خطاست

هرچه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم، کورت میکند
تا شدی نزدیک، دورت میکند

کج گشودی دست، سنگت میکند
کج نهادی پای، لنگت میکند

با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو و غول بود

خواب میدیدم که غرق آتشم
در دهان اژدهای سرکشم

در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین

محو میشد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا

 

نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه میکردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود

مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه

تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود

...

تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب و آشنا

زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟
گفت، اینجا خانه خوب خداست

 

گفت: اینجا میشود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد

گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟

گفت: آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست، معنی میدهد
قهر هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معنی میدهد

هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است
...

تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان وآشناست

دوستی، از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر

آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود

میتوانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا

میتوان با این خدا پرواز کرد
سفره دل را برایش باز کرد

میتوان درباره گل حرف زد
صاف وساده، مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت

میتوان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد

میتوان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند

میتوان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد

میتوان درباره هر چیز گفت
میتوان شعری خیال انگیز گفت

زنده یاد قیصر امین پور


 
 
42
نویسنده : محمد - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢
 

کوچه شیطان

 

تو گفتی که با بند کفش

نوک اردکت را ببند

دم گربه ها را بکش

به مرد کچل هم بخند

...

چرا دوست داری که من

شبیه خودت بد شوم

نمی خواهم از این به بعد

من از کوچه ات رد شوم.

 

 

این شعر زیبا رو توی مجله خواهر زادم دیدم. واقعا مصادیق کارهایی که شیطان آدم رو بهش دعوت می کنه. پس اینکه در سوره مبارک یاسین می فرماید "ان لا تعبُدوا الشیطان انه لکم عدو مبین" به این معنا که شیطان را نپرستید او برای شما دشمنی آشکار است، بی دلیل نیست.