گندم زار من

 
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۳٠
 


 
 
44.6 متر
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٩
 

جوسی دعا زنگ زده انشالله تا اول دی برق و آسانسور ردیف میشه، اما گاز سه تا چهار ماه دیگه. خیلی دوست داریم بریم. دیگه اینجا سخت شده. آب که اونجوری، جدیدا هم یه اتفاق تازه افتاده و هواکش دستشویی (با اون صدای دلنشینش) از کار افتاده و کار رو برای بعضیا به شدت سخت کرده (از جمله عمو شهرام. بیچاره).

دچار وسواسم شدیم اصلا هم میل نداریم واسه این خونه خرج کنیم. فرشته بیماریش شدیدتره. استفاده از خیلی از ظرفها (سینی، بشقاب، ماهی تابه و ...) به اون خونه موکول کرده.


 
 
زیگول سانان
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٩
 


 
 
حدیث امام سجاد (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٩
 

هشدار که منفورترین افراد نزد خداوند، کسی است که سیره امامی را بزگزیند ولی به اعمالش اقتدا نکند.

امام سجاد (ع)


 
 
Inside I'm Dancing
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٧
 

فرشته موند انشالله فردا با سحر اینا بیاد. منم تنهایی با اتوبوس اومدم. جدیدا تو راه با گوشی فیلم می‌بینم. مخصوصا فیلمایی که حوصله ندارم تو خونه ببینمشون.

امروز فیلم "Inside I'm Dancing" رو دیدم. چقد تاثیرگذار بود. چقد گریه‌دار. بازیگر نقش اول واسه بدست آوردن خواستش، قدم بر می‌داره. قدم‌های بزرگ.

بعضی وقتا فک می کنم واسه رسیدن به خواسته‌هام فقط دعا می‌کنم. بدون اینکه کوچکترین تلاشی انجام بدم.


 
 
 
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٧
 

سفرمون به شمال واسه محرم خیلی خوب بود. مثل همیشه. هرچیم بیشترم خوش می‌گذره برگشتن سخت‌تر می‌شه.

این به ظاهر اسم (و در باطن قاطر) توی تعزیه حضور داشت. من هم از آنجایی که موجود زنده ببینم نمی‌تونم بی‌خیال بشم، خلوتی گیرش آوردم دارم بهش علف می‌دم.

 

عکس دست چپی منم که جام فوتبال پی اس رو واسه دومین بار از آن خودم کردم. اونم که بردم بالا قندونه که به جای جام بردم بالا، انگشترم به نشانه عشق به همسر دارم می بوسم (البته مجازیه، چون انگشتر اذیتم می‌کنه اجازه گرفتم نندازم). بازی‌ها تو پلاژ آقا جاهد برگزار شد. بغلیم پسرشه علی که مغموم شده.

خوبی سفر این بود که تقریبا هیچ جا نماز اول وقتمو فراموش نکردم، حتی اینجا که فرش نداشت. خداروشکر.

 

 

من و فرشته در ماسوله. البته بعد از عزاداری‌ها رفتیم. به نظر من بهترین فصل ماسوله پاییزه.

 

دوچرخه سواریم که جای خود داشت. اونور عکس فرشته خانومه.

حیف زود تموم شد. حیف.


 
 
 
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٧
 

وقتی بابام مریض شده بود، نذر کرد که هروقت حالش خوب شد، یه گوسفند پای دسته عزاداری، قربانی امام حسین (ع) کنه. خداروشکر حالش خوب شد. در این عکس اون که دستشو بلند کرده بابامه و پایین یه گوسفند در حال قربانی شدن.

همونجا بودم که به دلم افتاد اگه دعاهام (دو تا از دعاهام) مستجاب شه، منم واسه هرکدوم یه گوسفند نذر کنم. البته زمان واسش نذاشتم. انشالله هروقت دستم باز بود.

اولین دعا داشتن یک فرزند صالح و سالم. کسی که فقط دنبال رضای خدا باشه و با پدر و مادرش رفتار خوبی داشته باشه. خدایا از تمام بلاها دورش کن.

دوم اینکه خدا خیرم و تو رفتن به کپورچال برای زندگی همیشگی قرار بده. با داشتن کار ثابت و بهتر از این کار. بدون اینکه پشیمون بشم یا از طرف دیگران مورد سرزنش قرار بگیرم. می گن واسه دعاها وقت تعیین نکنید، منم وقت تعیین نمی کنم اماخدا صبرمون کمه، عمرمونم کوتاه.


 
 
دایی
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٧
 

شاید اخلاق دایی یه کم عصبی باشه (مثل بابای خودم)، اما خوبی های ظریف زیادی داره. شباهت‌های عجیبی که تو بعضی خصوصیات من به دایی ام دارم اول خودمو بعد فرشته رو به تعجب می‌اندازه.


 
 
دلایل رد دعا
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٧
 

گناهانی که دعا را رد می‌کنند:

یک. نیت بد؛

دو. ناپاکی باطن؛

سه. نفاق با برادران؛

چهار. عدم اعتقاد به اجابت دعا؛

پنج. تاخیر نمازهای واجب از وقت خودش؛

شش. ترک تقرب به خداوند عزوجل به وسیله ترک احسان و صدقه؛

هفت. ناسزاگویی و بدزبانی

امام سجاد (ع)


 
 
 
نویسنده : محمد - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٧
 

نیاز مردم به شما از نعمت‌های خداست، از آن افسرده مباشید.

امام حسین (ع)


 
 
امام
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٧
 

امروز صبح تو دانشگاه برای امام حسین (ع) مراسمی برگزار شده بود. وقتی رسیدم بیست دقیقه مونده به آخرش. گفتم بیخیال، حال ندارم، می رم اتاق.

تو اتاق اولین کاری که کردم رفتم سرویس. همین که پامو گذاشتم، در از پشت قفل شد. درست سی و پنج دقیقه گرفتار شدم. اونم کجا.

همش یه شعری رو با خودم زمزمه می کردم.

هرکه گریزد زخراجات شاه ، بارکش غول بیابان شود


 
 
فوتبال
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٥
 

من و فرشته خداروشکر تو خیلی چیزا تفاهم داریم.

خیلی چیزا بجز تیم های فوتبال.

من به ترتیب طرفدار اینتر، چلسی، ریال و استقلال هستم. اون به ترتیب بارسا، یوونتوس و پرسپولیس. واسه همین هیچ جور نمی تونیم با هم شادانه فوتبال ببینیم.

آقا ریال بارسا رو نابود کرده، حق منه شادی کنم. اما نمی شه که. از ترس اینکه مبادا کار به گریه برسه، شادی خودم رو فرو می خورم.

برتو باد بهشت ای بنده صالح خدا (خودمو می گم).

باز خداروشکر فوتبالیه.


 
 
پشم پالان
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢
 

شلواری که همسری با کاموا واسم بافته. دیگه زمسونا یخ نمی زنم. دستش درد نکنه.