گندم زار من

 
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۳۱
 

خداروشکر کتابم تو یه همایش معتبری رتبه یک رو به دست آورده. فقط و فقط لطف خداست.

یه جایزه خوبم نصیبم شد.


 
 
حال روز این روزای ما
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٦
 

بدون اینکه آمادگیشو داشته باشم عمو شدم. نی نی برادرم دو هفته زودتر به دنیا اومد. خداروشکر سالمه. شاهدای عینی میگن بینیش به عموش که من باشم و مادر بزرگش که مادرم باشه رفته. تو عکسی هم که فرستاده بودن این موضوع به وضوح مشهود بود.

خخخخخخخ

از حال و روز ما بپرسید، تابع سینوسیمون رفته تو قسمت منفی نمودار. فرشته باید بره کورتاژ. اسمشم عجیبه. فک میکردیم همه چی تموم شده. باید بیست روز پیش میرفت دکترش که نرفت. مثل همیشه تنبلی.

زن دایی (مادر فرشته) هم دوباره چشمش دچار مشکل شده، باید عمل کنه. میدونم فرشته همش در حال گریه کردن. دیروز تماس تصویری که گرفتیم چن بار تا مرز گریه رفت.

همه اینا دست به دست هم داده و من دچار حواس پرتی شدید شدم. خودم همه رو سرزنش میکردم که چرا کارت اتاقاتونو جا میذاری. الان میز اتاقم پر شده از کارت. همش یادم میره مجبورم برم دوباره بگیرم. یخچالم از بستنی تهی. پاستیل، آدامس و لواشک های دست نخورده. دیروز مثلا رفته بودم خرید. نصف چیزایی که گفته بودن رو نخریدم.

انشالله سینوسمون دوباره مثبت میشه. باز میاد پایین، دوباره بالا، دوباره پایین. به این میگن یه زندگیه عادی.


 
 
حدیث امام صادق (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٢
 

هیچ قبض و بسطی نیست مگر آنکه خواست خدا و آزمایش الهی بر آن تعلق گرفته است.

امام صادق (ع)


 
 
 
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٦
 

باز اون احساس آشنا اومده سراغم

مرغ بیماری که باید تا یک ساعت دیگه یه تخم بزرگم بزاره

خسته ام، زندگیمو میخوام


 
 
 
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٦
 

پس مجو پیشی از این سر لنگ باش

وقت واگشتن تو پیش آهنگ باش


 
 
خوس
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۱
 

از بچگی کلمات ظاهرا بی معنی زیاد میگفتم. گاهی همراه با شعر گاهی با فریاد. حالا حکمتش چی بود، یا اینکه چه جوری شروع شد، یه علامت سوال بزرگ واسه خودمه.

مثلا قدیمی ترین کلمه بی معنی که ساختم و یادم میاد، آپیسیله بود. جالب این که دوستامم یاد میگرفتن و هی تکرار میکردن.

با گذشت سال ها این کلمه سازی بی محتوا نه تنها از بین نرفته، بلکه شکوفا هم شده. شاید دلیلش پایان نامه کارشناسی ارشدم باشه که به این مهم کمک کرده. شیوه های واژه سازی ... در زبان روسی و مقایسه آن با زبان فارسی.

الان در دایره واژگان صحبتای من و همسری بسیاری از این کلمات مشاهده میشه که گاهی سرشار از معناست.

 اینجا چنتاشو میارم که اگه بعدها یادم رفت، این گنجینه به شکل کامل از میان نره و نسل های بعد بی نصیب نمونن.

خوسه. خوس. خوسا. خسپوک. موساج. جوساتره. جیسون لیلیبی. جیسون پارچ. موش دارگان. مونسنتراتسیونایا. موسیکانتورسو. ...سان. آپوسپولا. جوک (از مصدر جوکیدن).

مثلا جیسون پارچ اگه در جاش به کار بره به معنای اینه که "با تمام احترامی که برای شما قایلم، اما حرف شما محلی از اعراب نداره، پس بحث رو نیمه کاره رها میکنم و تو هم خاموش باش".

گفتم که در بسیاری از موارد سرشار از معنیه.

حال با هم نگاهی به یکی از اشعار تازه سروده شده ام می اندازیم.

موساج خسته،خوسا شکسته

بر خوس بسته آهی نمانده

زین همراهان خسپوک نادان

قلبم رهیده، دستم جوکیده

حتی همسری پیشنهاد داد اگه خواستیم یه موقع موسسه تقویتی کنکور بزنیم اسمشو بذاریم "رهپویان خوسه".

بنده خدا اول که ازدواج کردیم سالم بود. اما به هر حال زن و شوهر شبیه هم میشن.


 
 
میان وعده
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱
 

کلا خوب بود.

اما فکر این که بری خونه و بدونی باید برگردی، میتونه کلا خوشی خونرو از بین ببره.

خداروشکر فرشته هم خوب شده بود. مث همیشه دوچرخه سواری. یه عالمه غذای محلی سفارش دادم. کلی خوش گذروندیم.

کلی با فرشته حرف زدم. گفتم انشالله که خدا فرزند صالح و سالم بهمون میده. اما خدا که به همه چیز آگاهه شاید اصلا صلاحمون در این بدونه که بچه واسه ما خوب نیست. تقدیر خدا به نفع ماست. همینجوری سر تکون میداد، امیدوارم قلبا به این باور برسیم.

خداروشکر من خودم ردیفم. خدا بچه بده یا صلاح ندونه، انشالله مشکلی ندارم. کودک درونم به شدت زندست. خوسه رو میگم.

سوغاتیارم بردم. کلی چیزای خوب. واسه همه خرید کرده بودم. اونم مارک. کلی پول خرج شد. بعضیاش که گرون بود، اتیکت قیمتشو نکنده بودم، یه موقع فک نکنن ارزونه (میگن جهنم پرشده از آدمایی مثل من). خداروشکر همه راضی بودن. واسه همسری از همه بیشتر خریدم.