گندم زار من

 
نویسنده : محمد - ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٩
 

گستاخی فرزند در کودکی به نافرمانی در بزرگسالی می کشاند.

امام حسن عسکری (ع)


 
 
لا موثر فی الوجود الا الله
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٩
 

به شدت گلوم درد میکنه. دو شبه که نخوابیدم. پریشب بعد از شکست های تحقیر آمیز از جانب علی خوابم نبرد. امشبم که مهمونامون از شمال اومدن. سیما، شهرام، علی و فریبا. مریضیم بهش اضافه کنید.

امسال رو سال بدون مریضی نامگذاری کرده بودم. روی تردمیل ورزش میکردم. صبحها یه دونه موز و سیب ناشتا میخوردم. غافل از این که خدا باید به اینا خاصیت بده. لا موثر فی الوجود الا الله.

یا سلام سلامتی بده.

اما یه چیزیم هست. هرموقع خودمو زدم به مریضی مریض شدم. واسه شب یلدا این فکر شیطانی از ذهنم خطور کرده بود که برم از دکترمون استعلاجی بگیرم که واقعا مریض شدم. حالا خدا کنه استعلاجیو بده.


 
 
مهر جوجه اردک طلایی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٩
 

ظاهرا صلاحیتم رو واسه برعهده گرفتن منابع مالی از دست دادم. یکی از قسطامون تموم شده بود. قرار بود تو دو ماه مبلغ قابل توجهی پول پس انداز کنیم. که نه تنها این مهم محقق نشد بلکه به کارت آبی هم دست درازی کردم.

این شد که مهر جوجه اردک طلایی رو با رضایت کامل به فرشته تحویل دادم. دارنده این مهر اختیار تام در خرج و مخارج خونه داره. بدون اینکه لازم باشه به دیگران جواب پس بده. از وعده های انتخاباتی فرشته می توان به بازگرداندن روال عادی به اقتصاد خانواده و پس انداز پول اشاره کرد.

امیدوارم موفق بشه.


 
 
دکتر الهی قمشه ای
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٥
 

شادی چیزی نیست که دنبالش بگردی. وقتی وظیفتو درست انجام دادی شادی خودش میاد دنبالت.

دکتر الهی قمشه ای

هر روز واسه سلامتیش دعا میکنم. چقد ازش یاد گرفتم. جدیدا خیلی وقتا فقط صداش آرومم میکنه.


 
 
حدیث قدسی
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٤
 

ای فرزند آدم حاجت از من می‌طلبی ولی من برآورده نمی‌کنم، چرا که به منافع تو آگاهم (و می‌دانم این را که از من می‌خواهی ضرر به تو می‌زند) سپس تو نسبت به خواسته‌ات اصرار می‌کنی، در نتیجه آنچه که می‌خواهی به تو می‌دهم. آنگاه از همان داده‌هایم بر معصیت و گناه کمک می‌جویی. پس اراده می‌کنم که آبروی تو را بریزم و تو دست به دعا بلند می‌کنی و من آبروی تو را حفظ می‌کنم. چقدر با تو با خوبی برخورد کنم و تو چقدر با بدی و زشتی با من معامله می‌کنی. نزدیک است نسبت به تو به گونه‌ای خشمگین شوم که بعد از آن هیچگاه راضی نگردم.

به فرشته میگم بیا انقد راجع به درخواستامون اصرار نکنیم. مثلا بچه. خدا خودش می‌دونه چی واسمون خوبه.


 
 
کشاورزی
نویسنده : محمد - ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٤
 

از وقتی اومدیم خونه جدید گفتم آرزوی دیرین رو دنبال کنم. کشاورزی. اونم در بالکن.

سیر برگ واسه کوکوی سیربرگ

بلوش واسه شامی

اوج کارم هویج

 

اینم محصول نهایی، چهرم گویای همه چیز هست


 
 
کاوش و محدثه
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۳
 

کاوش و محدثه دوتا بچه کوچولویه خیالین که من و فرشته از زبونشون حرف میزدیم. سالها. طبق توافق قرار شد به خاطره ها بپیوندن. هرکیم قراردادو نقض کرد مورد گاز واقع میشه. همونطور که من دوبار گاز گرفته شدم. بخاطر گفتن باجی از زبون کاوش.


 
 
بازگشت
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٢
 

خداروشکر دیشب بالاخره برگشتیم. مثل همیشه تلفنی با اتوبوسیه هماهنگ کردم. رفتیم خونه خاله فرشته انزلی از اونجام مارو رسوندن پایانه. اونجا فهمیدیم ماشین خراب شده. بلیطم نداشتیم. خلاصه با خدا مناجات کردم. رفتم پیش فروشنده گفت دوتا جا دارم. خیلی خدا رو شکر کردم.

 

مسیر دوچرخه سواری

 

لب دریا و صدای دکتر الهی قمشه ای

 

 ام جی در حال کاشت سیر

 شومینه سیاری که جوسی دعا خریده

تو اتوبوسم فیلم سینمایی شان د شیپ رو دیدم. عالی بود.

 

 

 


 
 
نامه‌ای از بیست و دوم آذر سال نود و سه
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٢
 

سلام فرشته و محمد عزیز
این نامه را در زمانی مینویسیم که به ظاهر کشتی اقتصادمان به گل نشسته. در حالی که می دانیم خدا هوایمان را دارد.
الان که داریم مینویسیم در خانه چهل و چهار و شش دهم متری ساکن هستیم. این خانه با این که خانه عشق است اما ...
آب گرم آرزویی است دیرینه. حمام را به خانه دیگران می رویم (م ناموثاااا).
پیش از این تنها اتاق خواب انباری به حساب می آمد اما اکنون پذیرایی هم به انباری بدل شده است. زیر مبل ها، تخت و میز کامپیوس مار بوآ خوابیده همه چی را فوخاسیم آن زیر.
تازه فرش خریدیم، کابینتا انشالله تا آخر ماه آماده میشه، وسط هفته نقاش میاد. باید بریم کاغذ دیواری بخریم. سرمون شلوغ اما شادیم در حالی که قرارداد ب...ن آزاد به دقت اجرا میشود.
انشالله یک سال بعد که این نامه بدستمان میرسد، خونه خودمون باشیم.
پیشبینی میکنیم ترد میل و تخت خریده باشیم. و من از ... برگشته باشم.
فریبا کار پیدا کرده.
فعلا همین
خداحافظتون باشه گلهای زیبا
دوست باشید
انشالله که اتفاقای شادتری هم افتاده باشه
بوسسسسسس


 
 
حدیث امام رضا (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ٤:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٢
 

هرکه میخواهد معده اش آزارش ندهد، بین غذا آب نخورد.

امام رضا (ع)


 
 
حدیث امام حسن (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ٤:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٠
 

ترسویی کردن دلیری بر دوست و گریختن از دشمن است.

امام حسن (ع)


 
 
حدیث حضرت محمد (ص)
نویسنده : محمد - ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٠
 

بازگویی نعمت ها، سپاسگذاری از آنها است.

حضرت محمد (ص)


 
 
وارش
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٦
 

دو روز بارندگی شدید. بی وقفه. افسرده شدم. همش خونه موندم. کتاب صوتی پاپیون رو گوش میدم. فیلمشو چن بار دیدم اما خیلی واسم الهام بخشه. کتابشم گرفتم. بازی ساکر استارزم بازی میکنم.

امروز مثلا قرار بود با سیما اینا بریم خونه خواهرش. انقد دیگه اعصابم خورد شد. انقد که اینا فس فسن. هی به فرشته میگم بابا بیخیال من شو اینجور جاها. من که مجبورت نمیکنم جایی که دوست نداریو بیای. ظاهرا سیما اصرار کرده بود. بدم میاد از اصرار. حالا انگار ما چه گلی به سرشون میزنیم. بریم نی نی ببینیم. حالا انگا من عاشق نی نی ام. یه کم جلو مامان و باباش نی نیو ناز کردم و پولو بیزبونو دادم بهش. چقد جذاب. چقد شادی بخش.

ظاهرا فردا هم طوفان و برفه. خدا شکرت در هر حال.


 
 
عیش
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٤
 

هیچ عیشی توی این دنیا کامل نیست. حتی شمال اومدن. شمال همه چیش خوبه مگر دو چیز. یک برگشتن و دوم مهمونی خونه خاله فرشته.

هیچ شکی ندارم که خاله فرشته خیلی مهربونه. مث خاله زیبای خودم. وقت نهار نصف یه مرغ محلیو واسه من گذاشت. اونم به شیوه ای که دوست دارم. شیوه دفوسیم.

اما کلا اینجا معذبم. سخت ترین قسمت ماجرا هم فیلم دیدن خانوادگیشونه. هرچی فیلم آشغال تو دنیاست اینا میبینن. الان داریم برگ ریزانه دردریزانه چیه اونو میبینیم. به قول گیلکا سرم شد آستانه گمج.

خوسه مدام میره جلو صورت فرشته تف میکنه. اونو باعث و بانیه این وضع میدونه.


 
 
حدیث امام حسین (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱۱
 

ای فرزند آدم! اندیشه کن و بگو: کجایند پادشاهان جهان و صاحبان دنیا که آنرا آباد کردند و نهرها کندند، درختان کاشتند و شهرها را بنا کردند و بعد با ناخرسندی از آن جدا شدند.

امام حسین (ع)


 
 
گرده افشانی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٠
 

کلا دیگه داشت باورم میشد که این بارداریای تو صدا سیما به روش گرده افشانی واقعیه. درست از زمانی که فرشته خبر داد ممکنه باردار باشه. خلاصه سفر به شمال رو کنسل کردیم، فرشته رژیم غذایی گرفت و من هی در ذهنم میگفتم چوگونه. پیشگیری مانند پشم زده شده ای در ذهنم چرخ میخورد.

بهش گفتم بابا جان دوباره دل نبندی داغون شی.

تا چن روز بعدش که رفتش دکتر. آزمایش خون داد و نشون داد بارداری درکار نیست. خلاصه دوباره ناراحت، گریه. همشم به خاطر یه توهم. 

قرار بود بعد آزمایش اگه جواب مثبت بود یه گل بگیرم. خدا به دلم انداخت یه جوری نشون بدم مهم خود فرشته است. از سر کار رفتم یه گل خوشگل خریدم با سه تا پاستیل اعلی. واقعا مهم خود فرشته است. خداروشکر زیاد اعتباری واسه این دنیا قائل نیستم که بشینم منتظر بچه. همیشه به فرشته میگم اگه خدا بدونه بچه واسمون خوبه میده، اگرم نه که هیچی. در هر دو صورت خداروشکر. اونم از ته دل خداروشکر. نه که بخوام فیلم بازی کنم.

از وقتی فرشته فک کرد بارداره شروع کرد به نماز خوندن. وقتیم که فهمید نیست بیخیال نماز شد. شاید خدا میخواسته بهش نشون بده نمازت الکیه واسه خودت نگهش داره.

الان با جوسی دعا اینا تو راهه شمالیم. شاد و شنگول. خدارو هزار بار شکر.

راستی از نماز خودم بخوام بگم، خداروشکر خیلی وقتا قبلش مسواک میزنم و اقامه هم به نمازم اضافه کردم. بعضی وقتام توجهم خوبه.

خدا همش لطف شماست. ممنونم. خیلی ممنون.


 
 
شعر
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢
 

همسر من یه انیس تو سکوت بی کسی ها

تو از این سکوت وحشی یه صدای پر خیالی

 

بیتی که به تازگی برای همسرم سرودم. دریا دریا معنی موج میزنه.