گندم زار من

عشق
نویسنده : محمد - ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۳٠
 

هرگاه جمال و ادراک در مقابل هم قرار بگیرند، عشق زاده میشه. خداوند با اون جمال محض و شعور بی پایان اولین عاشقه. ما همه حاصل اون موج عشق الهی به خودش هستیم. و جالب این که از میان تمامی موجودات انسان ظرفیت بازتاب این صفت الهی رو داره. یعنی خدا از عاشق بودنش آدم رو آفرید و از معشوق بودنش حضرت حوا.

برای همین هم هست که تو ادبیات ما زنان در جایگاه ناز و مردها در جایگاه نیازند. به عبارت دیگه جمال بیشتر به زن داده شده و درک زیبایی به مرد. شاید برای همینه تو مسئله حجاب بیشتر تاکید روی زنه. با اینکه سیرت باطن بر صورت ظاهر رجحان داره.

این همه بریز و بپاش واسه همینه که عاشق بشیم و مثل پیامبر بریم به معراج الهی. چون این رو درک نکردیم به فلسفه خلقت الهی شک داریم. هی چرا میاریم.


 
 
ر.
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
...
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٥
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
حدیث امام سجاد (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۳
 

آمادگی برای مرگ دوری از حرام و بخشش در کار خیر است.

امام سجاد (ع)


 
 
حدیث امام حسین (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۳
 

قناعت مایه آسایش تن است.

امام حسین (ع)


 
 
تکبیر
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۳
 

به نظرم الله اکبری که در شروع نماز میگیم یعنی خدا تو بزرگتری از همه چیز هستی. اینجوری دنیا رو پشت سرمون میزارم. هرچی که هست. خونه، زندگی، مریضی ها، دردها. این خیلی خوبه. میتونیم به اندازه یک نماز طعم عالم وحدت رو بچشیم و به هیچی فک نکنیم جز اونچه که باید فک کنیم. زندگی توی اون عالم درد نداره. باعث میشه دردهای این عالم رو برای لحظه ای فراموش کنیم. به آدم استقامت میده.

البته باید تمام زندگیمون اینجوری باشه، اما همه نمیتونن صد در صد از عالم کثرت جدا شن. شاید واسه همین که تو قرآن صبر و صلاه کنار هم میان. نماز صبر میاره.


 
 
نمایشگاه
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٠
 

خداروشکر امروز موفق شدم برم نمایشگاه کتاب. کارت اهل قلم هم تو جیبم بود، واسه اولین بار هرچی که خواستم خریدم. همینجوری کارت میکشیدم. چنتا کتاب از استاد قمشه ای و تفسیر مشکات استاد انصاری تا جایی که چاپ شده.

خیلی سنگین بود. دست چپم گرفت، کفش سمت راستمم از دست دادم. پاره شد.

حالا نتونستم خوب بچرخم انشالله یه روز دیگه هم باید برم.


 
 
 
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٧
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
خواب
نویسنده : محمد - ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٦
 

دوشنبه مهدی اینا اومده بودن، تا یک و نیم بازی کردیم. صبح ساعت پنج پاشدم رفتم سر کار. سه شنبه مهمونی عید برگزار کردن، تا دو هم نشستیم بازی رو دیدیم. دوباره پنج بلند شدم. چهارشنبه هم بازی ریال بود دوباره تا نزدیکای دو بیدار بودم.

احساس می کردم هرلحظه ممکنه سکته کنم بمیرم. انقد خوابم میومد. سه روز درست نخوابیده بودم.

سرکلاس که طرف چپ و راست مغزم نوبتی کار می کردن. سوتی های دادم. زبان دومی ها بودن. جمله این بود «روی میز مداد و خودکار است» بعد من ترجمه کردم «روی میز مداد و دستگیره در است». کلاه رو هم فرفورژه معنی کردم. البته خودکار و دستگیره در در زبان روسی آمونیم هستن. اما کلاه؟ فرفورژژژژه؟

اما نتایج بازی ها خیلی خوب بود و جبران این همه بیخوابی رو کرد. مخصوصا این که علی خیلی لجش گرفته بود از باخت بایرن در مقابل اتلتیکو.


 
 
وام
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱۳
 

درگیر وام خونه شدیم. خدا خودتون درستش کنید. من ذهنم کشش نداره. دلم از الان پر میکشه واسه نمایشگاه کتاب. انشالله امسال بشه برم. چقد کتاب میخوام.


 
 
...
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱۱
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
آزمون رانندگی
نویسنده : محمد - ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٩
 

سه شنبه هرجور بود کلاسام رو نرفتم تا بتونم تو آزمون رانندگی شرکت کنم. خداروشکر آیین نامه رو قبول شدم، اما تو شهری وسط پارک دوبل بودم که با پرخاش گفت "پیاده شو آقا".

انگا ارث پدرش یه جا بوده من خوردم.

من خودم معمولا امتحان میگیرم، اول با سوالای آسون شروع میکنم، طرف اعتماد به نفسش بره بالا. اگه افسر آزمون رانندگی بودم، اول به طرف چیزای آسون میگفتم. مثلا واسه شروع میگفتم، فعلا یه بوق بزن. نه مث این پارک دوبل.

دیگه انشالله باید تا تابستون صبر کنم واسه امتحان بعدی. دیگه نمیتونم کلاسامو بپیچونم.


 
 
جای خوب
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٩
 

تو خونه ما گم شدن وسایل با گذاشتنشون تو یه جای خوب رابطه مستقیم داره.

"فرشته کابل تلویزیون کجاست؟"

"یادم نیست، گذاشته بودمش یه جای خوب."

وقتی اسم جای خوب میاد، عرق سرد میشینه رو پیشونیم. چون چیزی که بره جای خوب دیگه پیدا نمیشه.

همیشه بهش میگم وسایل منو جاهای بد بزاره. اما به صورت خودجوش وسایلم به جاهای خوب منتقل میشن، که مساویه با دیار عدم، البته خداروشکر خیلی وقتا بعد از مدتی پیدا میشه، تو اسباب کشی، خونه تکونی و ...

ناگفته نمونه خودمم دست کمی ندارم. اما من میگم گذاشته بودم یه جایی، نمیگم جای خوب.


 
 
...
نویسنده : محمد - ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٩
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
کار
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٥
 

آخر هفته خیلی کار کردیم. نمیدونم چرا کارا تمومی نداره. همینجوری تولید میشه. انگار ظرفای کثیف کنار هم میمونن تولید مثل میکنن. همینجوری بهشون اضافه میشه.

وقتی کارارو برای خدا انجام میدم بهم میچسبه. وگرنه خسته میشم.


 
 
 
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٥
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
حدیث حضرت علی (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢
 

در برابر دنیا که گرفتاری آن، مانند خواب های پریشان شب می گذرد شکیبا باش.

امام علی (ع)