گندم زار من

حدیث امام هادی (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢٧
 
امام هادى علیه السلام فرمود:
زمانى که عدل و داد در جامعه بیش از ظلم و ستم باشد، 
در آن موقع حرام است که به کسى گمان بد ببرند، مگر وقتى که آن بـدى از وى معلوم شود، 
و زمانى که ظلم و ستم بر عدل و داد غلبه داشته باشد، 
سزاوار نیست احدى گمان خوب به کسى ببرد، مگر وقتى که آن خوبى از او معلوم شود.
بحارالانوار ، ج 17، ص 216.

 
 
نقل مکان
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢٠
 

انشالله به زودی به وبلاگ جدیدم نقل مکان میکنم. با یه اسم دیگه و مخفیانه. خسته شدم از پست رمزدار.

وبلاگمم ساختم. به روسی. با خیال راحت میتونم بنویسم. منتها فعلا وقت ندارم چیزی بنویسم. دوست ندارم اینجا بسته شه. اما دیگه از زندگی شخصیم چیزی نمینویسم. شاید جایی برای نقل تفکراتم باشه.


 
 
حدیث امام محمد باقر (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٩
 
امام باقر علیه السلام:  
هیچ یک از نیازهاى کوچک خود را حقیر مشمارید و آنها را نیز از خدا بخواهید؛ 
زیرا محبوب ترین مؤمنان در نزد خداوند متعال، کسى است که بیشتر از همه از او درخواست میکند.
بحار الأنوار: 93 / 346 / 9.

 
 
...
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱۸
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
حدیث امام صادق (ع)
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٧
 

امام صادق (ع):

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است:  پس آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین درآنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند همراه با نعمتی از جانب خداوند عافیت و چیزی زاید بر آن سود در تجارت بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید. "فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ".

 

در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم. "فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ".‏

 

در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ» پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: پس خداوند موسی را در اثر ذکر یاد شده از شر و مکر فرعونیان مصون داشت. "فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا". 

 

در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» پناه نمی‌برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد. "إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ‏".

مولف: البته ذکر معنای گسترده ای داره و نه اینه که فقط به زبون بیاریمیش. باید همراه با فکر و تعقل باشه. من خودم امروز می ترسیدم، در معنای ذکر دقیق شدم، خدارو از طرف خودم وکیل کردم و دیدم ترس رفت. می خوام بگم یه جور درک هست. باید به اون برسیم.


 
 
مرخصی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٧
 

نامه ام به علی رضا. مرخصی طولانی مدتم شروع شد. 


 
 
استرس
نویسنده : محمد - ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٥
 

دچار استرس بدی شدم. دیشب اصلا خوابم نبرد. انقد حالم بد بود که نتونستم برم سر کار. 

افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

باید کارم رو تفویض کنم.



 
 
هدیه
نویسنده : محمد - ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٥
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
...
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱۳
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
تولد
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۸
 

تولدم مبارک.

پ. ن. خوب بود، حداقل مث سال پیش نشد که متوجه شدم با شمردن اشتباهی سی و یک سالگیم از دست رفته. با علی هم تولدیم، یه کم چیز میز خریدیم، جشن کوچیکی تو اتاق برگزار کردیم.

خانمی هم با اینکه سخت بود واسش کیک درست کرده بود. عکس گرفتیم.

در مجموع ساده و خوب. سی و دو سالم کامل شد. رفتم سی و سه.


 
 
جین ایر
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٦
 

جوسی دعا با دو تا ممولا رفته بودن دریاچه اوان. آبجی خانوم پنجشنبه اومدم خونمون. شبم موند. بعد نهار جمعه رفت. خوب بود. یه کم خاطره تعریف کردیم خندیدیم. فیلم من سالوادور نیستم رو هم گرفتم مثلا یه کم بخندیم. واقعا بیخود بود. نسرین که وسطش خوابید.

جمعه شب با فرشته اما یه فیلم خیلی خوب دیدیم. جین ایر. عالی بود. بازی های فوق العاده. تعجبم از این که اواسط قرن نوزده چی نوشته. خلاصه کلی کیف کردیم.


 
 
برای س.
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٤
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
تولد وبلاگ
نویسنده : محمد - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۳
 

فردا وبلاگم پنج سالش تموم میشه. "چهار شهریور". خوشحالم که اینجا هست. نوشتن روزمرگی ها آرومم میکنه. هم اینکه خوندن گذشته هام یه تلنگریه واسم. میتونم خودم رو در گذر زمان مقایسه کنم.

اما ایکاش تمام نوشته هامو نگه میداشتم. احمقانه بعضیاشو پاک کردم. همش ورقای دفتر عمرم بودن.