گندم زار من

7
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۳
 

درختای جلوی دفترمون زرد و نارنجی شدن. خوشحال باشم که پاییز داره میاد. اما تو پاییز آدم نباید تنها باشه، فصل بدیه واسه اینکار.

یه پارک خلوت رو در نظر بگیرید. یک ساعت مونده باشه به غروب. آفتاب بی رنگ که پخش شده روی زمین. سایه های سرد. صدای خش خش برگا. بعد صدای یه کلاغ از دور. قلبم می خواد وایسه. نمی گم حس بدیه. حس خوشایند آزاردهنده ایه.  حتی یکم ترسناک. انگار آسمون می خواد شکافته شه.

به هر حال فصل مورد علاقم تو راه.