گندم زار من

شیرموز
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٤
 

امروز اولین شیرموزمون رو درست کردیم. یک حالی داد. من چومسول بازی درآوردم و دو لیوان خودمو که خوردم، نصف لیوان فرشته رو هم خوردم. عجیب اینکه بازم کمم بود. شاید حق با فرشته است و تو شکمم "آجیک" دارم. خدا عالمه.

تازشم انشالله می خوایم چهارشنبه شب پیتزا درست کنیم.

با فرشته قرار گذاشتیم توجهی به گرونی ها نکنیم. امروز فرشته یه جمله ای رو که یه جا خونده بودو برام گفت: "خوشبختی راضی بودن به داشته هاست". خوشحالم که اینجوری فکر می کنه. خود من با یه تیکه نون هم سیر می شم و واقعا هم دنبال چیز بیشتری نیستم. البته توی زندگی مشترک هرچقدم که همسرت قانع باشه دیگه این کار خیلی سخته. قراره پنج شنبه بریم واسه فرشته مانتو بخریم. اما انصافا حساب بانکیم تقریبا خالیه. فرشته می گه نمی خواد چیزی بخری اما نگاش چیز دیگه ای می گه. 

با همه این تفاسیر اصلا ناراحت نیستم. واقعا نیستم. زندگی هرجوری که پیش بره، انسان متفکر می تونه خودش رو غرق خوشبختی کنه.