گندم زار من

عید
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢
 

انقد بدم میاد از تعطیلات عید. دید و بازدیدای الکی. خنده های مصنوعی. همه جا هم باید بریم. وگرنه ناراحت می شن. ما هم که بعد از ازدواج فامیلامون دو برابر شدن، شرایط از سال گذشته سخت تر شده. مخصوصا اینکه فاز من با فامیلای مادری فرشته "کلا" فرق داره.

همیشه عید تا قبل از لحظه تحویل سالش خوبه، همین که سال تحویل می شه یه دفعه یه سرمایی وجودم رو می گیره. نمی دونم از چیه. سعدی می گه هر نفسی که برآید ممد حیات است، اما حضرت علی می فرمایند هر نفسی که برآید، یه گام شمارو به مرگ نزدیکتر می کنه. شاید واسه همینه که وقتی وارد سال جدید می شیم، حال من گرفته می شه. هنوز آدم نشدم که خیالم راحت باشه. با این سرعتم داریم به سمت مرگ می ریم.

چند روز عید بگذره می رم سراغ برنامه هام.