گندم زار من

آقا شیره
نویسنده : محمد - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱۸
 

نمی دونم واسه چی آقا شیره (رئیس) گیر داده به من. از وقتی اداریمون رفته، انتظار داره همه کارها رو من انجام بدم. البته نه که همه کارا. بیشترشو خودش انجام می ده، اما همون یک ذره هم من رو اذیت می کنه. اصلا اسم ر. محترم اداری خیلی واسم درد آوره. همه راست راست واسه خودشون می چرخن، من که این همه کلاس دارم، راهم هم از همه دورتره، هیچی. خیلی رو اعصابمه. مجبورم تحمل کنم. آدم خیلی خوبیه اما حرف حالیش نمی شه یا من هنوز حرفشو نفهمیدم. دیگه نمی تونم مثل گذشته به کارام برسم.

این موضوع باعث ناراحتیم شده اما اصلا دوست ندارم ناراحتی هامو با خودم به خونه بیارم. با وجود فرشته خونه دوست داشتنی شده. خدا حفظش کنه. الان با داداش اینا رفتن خونه آبجی خانوم. من نرفتم، خیلی خوابم میاد.