گندم زار من

سالامی
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٥
 

با فرشته خانوم قرار گذاشتیم که هر ماه پس از دریافت حقوق بریم یه چیز خوردنی که دلمون می خواد رو بخریم. هرچند که گرون باشه. این دفعه نوبت من بود. انقد از بچگیام دلم می خواست یه دونه "کالباس" کامل بخرم.

خلاصه رفتیم فروشگاه حامی و یه دونه سالامی خوشگل خریدیم. با وجود اینکه مزش همچین تعریف نداره (البته الکی ادا درآوردم که یعنی خیلی خوشمزس، چون گرون بود، اینجوری دچار عذاب وجدان می شدم) اما خیلی خوبه. الان تو یخچال واسه خودش غنوده. یه کار جالبم کردم. قرار بود که هرکدوممون فقط یه برش ازش بخوریم اما بعد که فرشته مشغول چیدن خریدا تو یخچال بود، من یه تیکه دیگه هم ازش خوردم. هه هه هه. خیلی خوب بود. من یه هیولام.