گندم زار من

 
نویسنده : محمد - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٩
 

تو دانشگاه به خاطر حفظ بودن سوره یاسین به منو استاد جایزه دادن. یه ساعت مچی خوشگل با یه سی دی. انقد خوشال شدم. با ذوق و شوق بردم پیش فرشته. مثه بچه کوچولویی که بیست می گیره.

اصلا یکی از خاصیت های این سوره برکتشه. صبحا که دارم می رم سر کار، بین اذان صبح و طلوع خورشید، یاسین رو با دقت در مفهومش می خونم. یعنی همینجوری برکت می باره ها. یکی از این برکات یه کار ترجمه خوبه که با پولش یه گوشی خریدم. فرشته اصرار کرد وگرنه نمی خریدم.

ساعتو دادیمیش به دایی. احساس می کنم خیلی بهشون مدیونم. اول به خاطر تربیت خوب همسری بعدشم اینکه هر موقع میریم اونجا دیگه انقد محبت می کنن. همیشه دست پر مارو بر می گردونن. خجالت می کشم. دوست دارم محبتشونو جبران کنم.