گندم زار من

سکه یک پول
نویسنده : محمد - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٩
 

دوست دارم پیش چشم همسرم همیشه یه قهرمان باشم. حتی توی ساده ترین چیزها. واسه همین هر روز فوتبال تمرین می کنم یه موقع جلوی بچه ها کم نیارم، ببازم.

اما چشمم روز بد نبینه، پنج شنبه ای بعداز اون همه تمرین (که از چشم داداش و علی پنهان کرده بودم)، چهارتا از علی گل خوردم.

یعنی سکه یه پول شدم. همه خانومامون نشسته بودن نگا می کردن.

بیچاره فرشته اینهمه اجازه می داد تو خونه پی اس بازی کنم. هییییی.

الان در آتش انتقام می سوزما.