گندم زار من

مجید بابا
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠
 

بالاخره مجیدم هم بابا شد. هفته پیش رفتیم خونشون. خیلی خوب بود با آرش بازی کردیم. بچه مجیدو دیدم دلم بچه خواست. البته باز یه دلم می گه اگه نتونم از پس تربیتش بر بیام چی؟ خیلی می ترسم. همه چیو به خدا واگذار کردم . اگه بچه داد خدارو شکر اگرم صلاح دونست نداد که بازم خدارو شکر.

از الان داریم واسه بچه دار شدن آماده می شیم. مثلا از چند ماه پیش کلا زدن حرف بد، دشنام رو ممنوع کردیم.

من هم دیگه سر کارم کارای متفرقه مثل ترجمه که از بیرون گرفتم رو انجام نمی دم. هم گناه بود هم اینکه الان انشالله پولم حلاله حلاله.

فک می کنم از حضرت صادق پرسیدن کی به فکر تربیت بچه باشیم. ایشون فرمودن از بیست سال قبل از بچه دار شدن. اول باید خودمونو تربیت کنیم.

امیدوارم اگه خدا بچه ای بهمون داد، قدر خودشو بدونه. داریم تلاش خودمونو می کنیم. توکل به خدا که خیلی هوامونو داره.