گندم زار من

گوشی
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۸
 

من بیچاره.

قرار بود با پول پایان نامه ای که دارم می نویسم یه گوشی واسه همسری بخرم. پس از بحث های زیاد قرار شد من گوشی خودمو بدم به فرشته و خودم یه مدل بالاتر بخرم. فقط مشکل این بود که مال من سفید نبود و فرشته سفید دوست داشت. اما قبول کرده بود.

فرداش که رفتم بخرم یارو گوشی رو هم آورد اما دلم نیومد. گفتم بزا همون گوشی سفیدو واسه همسری بخرم. الکی هم بهش گفتم اونی که می خواستم مال خودم بخرم، خوشم نیومد.

خلاصه سفیدرو خریدم. انقدم خوشگله. اما قلبم شکسته چرا که معلوم شده همسر یه مدل دیگه می خواسته که من چون فک می کردم رنگ سفید نداره نخریده بودم. حالا انقد این موضوع رو گفته ها، نگاه گوشیه می کنم غمم تازه می شه.