گندم زار من

"ولمتایم"
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 

امروز روز "ولمتایم" بود و من در تنهایی خود غوطه ور بودم. داشتم روی مقاله همین خانمی که پایان نامشو نوشتم کار می کردم. خسته شدم. خوابم نمی اومد. اما از بی حوصلگی رفتم تو تخت. همینجوری داشتم کندی کراش بازی می کردم که صدای زنگ خونه اومد. گفتم لابد همسایه است، بی خیال الان می ره. دیدم سمج تر از این حرفاست. پاشدم از چشمی نگا کردم دیدم رو چشمی پوشنده. فهمیدم خودشه. فرشته خانوم. از شمال برگشته بود. از همون پشت در عطرش رو احساس کردم. دلم پر کشید.

انقد خوشحال شدم.

تنهایی از شمال برگشته بود. به من گفته بود شنبه میاد که سوپرایز شم. هدیه ولمتایمم بوده.

انصافا بهترین هدیه ای بود که می تونست بهم بده.

حضورش.

 

 

پ. ن. خدمت برخی دوستان عزیز عرض کنم وقتی کلمه ای داخل کوتیشن مارک یعنی "" قرار می گیره یعنی از شخص خاصی نقل قول شده. احتراما عرض می کنم می دونم ولنتاین صحیح هست. ما تو خونمون عمدا می گیم ولمتایم.