گندم زار من

تقدیر
نویسنده : محمد - ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٩
 

تو دانشگاه ازم تقدیر کردن و یه تابلو زیبا هدیه دادن. با شادی و نشاط آوردمش خونه، بعد همسری می گه خوب اینو پولشو می دادن. آقا یعنی به من کارد بزن، خونم در نمی یاد. تازه من قصد داشتم بزنمش به دیوار هال.

از حال و روز این روزها هم اگر بخوام بگم، اینکه به خاطر دیدن بازی های جام جهانی در بی خوابی کامل به سر می برم. خدا رو شکر فرشته هم فوتبالیه. واسه همین همه چیز تحت شعاع قرار گرفته. حتی گاها مهمونی رفتنمون. فقط فوتبال.

انشالله که ایران سربلند شه.