گندم زار من

سیاست های استثماری
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٥
 

برای اینکه انشالله پول خونه جور شه، قرار بود در مخارج صرفه جویی کنیم. واقعا هم باید این کارو بکنیم. اما یه وقتایی یه خرجایی به نظر ضروری میاد.

مثلا من دسته بازیم خراب شده بود. نمی تونستم خوب بازی کنم. اونم در شرایطی که حریفان از بهترین دسته ها سود می بردن و منم که خداروشکر در دوره های قبل همیشه پیروز بودم اصلا دوست نداشتم عرصه رو خالی کنم.

برنامه ای نداشتم واسه خرید دسته، با همون دسته خراب سر می کردم. اما هی فرشته اصرار می کرد "خوب برو دسته بخر"، "عیب نداره برو بهترین دسته رو بخر" و از این حرفا.

ما هم از همه جا بی خبر سه شنبه ای رفتم یه دسته خوب خریدم. همین که خریدم دیدم غرغرای فرشته شروع شد. "همینجور موقع ها می گی خونه سازی داریم"، "حالا من بخوام یه چیز بخرم".

این چندمین بار این کارو می کنه. تشویق می کنه به خرید بعد که می خرم مسخره بازی در میاره.

خیلی سیاست کثیفیه و من به شدت از این کار متنفرم.

می گه "اینجوری می گم که وقتی من چیزی می خرم و تو غر غر می کنی بفهمی یعنی چی".

آقا من مردونه رفتار می کنم. از همون اول مخالفت می کنم. نمی گم برو بخر بعد دیوونه بازی در بیارم. بعد پیش همه هم بشینم بگم.

واقعا باید این رفتارشو عوض کنه. چون ممکنه به جنجالی بزرگ بیانجامه.

یعنی دیگه فریب نمی خورم. هرچقد می خواد از این به بعد تشویق به خرید کنه.

از گرو کشی بیزارم.