گندم زار من

16
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳
 

من یه گمشده دارم. واسه همینه هر روز تمام یاسینو دارم زیرو رو می کنم. در به در دنبال گمشدمم. اینقد این آیه هارو بالا پایین می کنم تا دلش به حالم بسوزه.

 

امام صادق می فرمایند به هیچ وجه خدارو نمی شه دید اما می شه تجلی خداوند رو توی قرآن به تماشا نشست.

خدا کنه ماهایی که می خواییم با یاسین باشیم، ظاهر اولیش فراریمون نده. آخه یاسین عزیز با غل و زنجیر شروع می شه. بگیرو ببندیه اولش. حتی ما توی محل کارمون دوتا حافظ کل داریم. ازشون پرسیدم چیز خاصی توی یاسین دیدن، جواب دادن نه. قاری ها هم معمولا یاسین رو واسه خوندن انتخاب نمی کنن.

نه اینکه اینجوری بگم به این معنی که آره من خیلی ازش فهمیدم. اتفاقا اونایی که به قلب یاسین رسیدن صدا ازشون در نمی یاد. توی یه قلک خالی دوتا سکه بندازید. تکونش که بدید صداش دنیا رو برمی داره. همین قلک اگر پر باشه، صدا ازش در نمی یاد. من اون قلک خالیم. هی یاسین یاسین می کنم فقط. اما شمایی که این بلاگ رو می خونین حرف حق رو از من بشنوید، حتی اگر خودم عامل بی عمل باشم.

هر سوره ای از قرآن رو که انتخاب کنیم به امید اینکه عبارات رو کنار بزنیم به اشارات برسیم، همین که قصد حرکت کنیم، موانع جلوی راهمون قد می کشن. اینو بدونیم شیطون اینجوری وارد نمی شه که مثلا بگه خوب حالا فعلا قرآن رو بذار کنار، بریم با هم یه کم ماری جوآنا بکشیم. نه بابا انقد زرنگه. مثلا همین که یاسینو انتخاب کنی می بینی که سرو کله وسواس خناس پیدا می شه. "حالا چرا یاسین، چرا سوره نور نه، که توش اون آیه معروف رو داره. یا فلان سوره رو انتخاب کن، آهنگین تره ها." اینجوریه. نباید فریب بخوریم. حالا اگه یه سوره دیگرو انتخاب کرده باشیم، باز یه گیر دیگه می ده. اصلا قاطیه. از این شاخه به اون شاخه. اجازه نمی ده رو چیزی تمرکز کنی.

در آخر هم اضافه کنم، هر جای قرآن دست بذاریم برنده ایم، نه فقط یاسین.

 

چشمم به در تا که خبر می دهد ز دوست     صاحب خبر بیامدو من بی خبر شدم

همین که از دور اومدنشو خبر بدن، واسه صد بار مردن و زنده شدن ما کافیه.

 

 

این پست در جواب یک ای میل بود، اما گفتم عمومیش کنم که یه یادآوری باشه واسه همه، حتی خودم.