گندم زار من

توهم
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٢
 

فرشته خانومی توهم زده بود که بارداره، و من در دل هی می گفتم "بابا ممکن نیست آخه". البته یه نشونه هایی بودا. تازه اگه واقعا بود با آغوش باز می پذیرفتم. اما دوست دارم با برنامه ریزی باشه. یه کتاب حدیث گرفتیم همه چی از روز تا نوع تغذیه ذکر شده. دوست دارم واسه ریزه کاری ها هم دقت کرده باشیم.

یه عمر اون بچه باید زندگی کنه انشالله. دوست دارم همه چی تموم باشه.