گندم زار من

همفر
نویسنده : محمد - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۸
 

دو روز پیش کتاب خاطرات مستر همفر رو خوندم. انقد اعصابم خورد شد. چقد واسه عقب موندگی ما نقشه کشیدن.

من نمی گم ما هم بی تقصیریم، ما هم کم کاری کردیم، اما اگه این همه واسمون داستان درست نمی کردن، وضعمون این می شد. اسلام دینیه که به ما اجازه نمی ده بد دیگران رو بخواییم. اما اونا ...

 

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند       دیده ام از روزن دیوار زندان شما

چند روز بدجور دلم گرفته. مدام این شعرو به یاد امام زمان زیر لب زمزمه می کنم.