گندم زار من

سرگیجه
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤
 

میگن خدا پول خونه رو می رسونه. یه پایان نامه با ترجمه رسیده دستم. بکوب دارم کار می کنم. خداروشکر. اما دیگه حسابی سرم شلوغ شده ها. به همه اینا باید کارای خونه رو هم اضافه کرد. کابینتارو نصب کرده. الان در حال نقاشیه.

سرم گیج می ره خدا، بازم کمکم کن.

تمرینات فوتبال رو به خاطر کارا گذاشتم کنار. دفعه قبل دوبار باختم. دوبارررر. بهتر. دیگه نباید از باخت بترسم. همه، خودم و فرشته همش انتظار داشتیم برنده بیرون بیام. انقد بدم میاد ازم توقع داشته باشن.