گندم زار من

تعلیق پروژه فوق سری
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٥
 

همسر عزیزتر از جان بدون هماهنگی، بدون اینکه کلمه ای بهم بگه رفته ناخن کاشته. کاری که ازش متنفرم. اونم توی این اوضاع. با این همه خرج و قرض. امسال به خاطر شرایط یه جوراب نتونستم واسه خودم بخرم، همه پولو واسه فرشته خرید کردم که احساس خوبی داشته باشه سال جدید. نمیدونم چه جوری پیش خودش فکر میکنه.

حالا اصلا بحث مالیش جدا، چه جوری میخاد نماز بخونه. یعنی خدا رو فدای یه ناخن کنه. تقوا یعنی اینکه آدم مراقب باشه تا به رابطش با خدا خدشه ای وارد نشه، ظاهرا فرشته خانم تقوای ناخن داره. جوری رفتار میکنه که چیزی به زیبایی ناخنش لطمه وارد نکنه.

دیگه خلاصه دیروز به شدت خشمگین بودم. قضیه رو کش ندادم چون میدونستم اون رگم بیاد طوفانی به پا میکنم. فقط بهش گفتم پروژه فوق سری بچه به حالت تعلیق در میاد.

آخر شب کمی پشیمون بود. امیدوارم واقعی باشه. وقتی تونست نماز بخونه شاید مجبورش کنم بکنه یا اینکه نه، نمیدونم. هیچی زوری جواب نمیده.

انقد به چشمم ناخناش زشت میادددددد.