گندم زار من

23 تماشاچی
نویسنده : محمد - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩
 

ما همگی در یک جهان زندگی نمی کنیم، بلکه به تعداد انسان ها جهان وجود دارد و از این لحاظ نباید فریب جغرافیای جهان را خورد و تصور کرد که جهان همه ما به وسعت جغرافیای این جهان است و یا جهان همه ما تاریخش به وسعت تاریخ واقعی است که بر این جهان گذشته است.

آنهمه زیبایی طبیعی و مصنوعی که در جهان هست، آنهمه شعرهای زیبای حافظ را در نظر بگیرید، وقتی که من و شما از این زیبایی ها بی بهره ایم و این زیبایی ها کمترین لطف و جاذبه ای برای ما نداشته اند، ناگزیر باید اعتراف کنیم در دنیای ما وارد نشده اند. از این لحاظ دنیای هر کس برابر با ابعاد زندگی اوست.

مرز دنیای هرکس تا آنجاست که وی تا آنجا زندگی می کند.

این کافی نیست که تصور کنیم ستاره هایی که در فضاهای بسیار دوردست قرار دارند جزء جهان ما هستند. حقیقت اینست که چه برای کسانی که خبر دارند و چه کسانی که نمی دانند و خبر از چنین ستارگان دوردستی ندارند، تا وقتی این ستاره ها نقشی در زندگی ما ندارند و برای ما ایجاد نگرانی نکرده اند و ما کاری و کوششی به خاطر آن ها انجام ندهیم و تا وقتی که گوشه ای از خاطر ما را فرا نگرفته اند، نمی توان گفت وارد زندگی ما شده اند.

باز تذکر می دهیم، ابعاد جهان خارج را مساوی ابعاد جهان واقعی خود گرفتن خطاست.

و بطور خلاصه جهان ما، جهانی نیست که ما تماشاچی آن هستیم. جهان ما جهانی است که ما بازیگر آن هستیم. به میزانی که بازی می کنیم جهان ما خواهد بود و به میزانی که تماشاچی باشیم فقط می توانیم فریفته این پندار شویم که منظره ما، جهان ماست.

 

 

متن بالا مصداق هر هدفیه که انتخاب می کنیم. برای همین علم به مضامین یاسین به نحوی که فقط تماشاچی معنای اون باشیم، اصلا مطلوب نیست. اینطوری کسی نمی تونه ادعا کنه که وارد دنیای زیبای یاسین شده. کسی که اعتقادی به امر به معروف و نهی از منکر نداره در دنیای داستان حبیب وارد نشده. آرامش یاسین باید توی زندگی ما رسوخ کنه. وگرنه اگر قرار به خوندن طوطی وارش باشه، دیدن یه فیلم هالیوودی رو ترجیح می دم. حداقل سرگرم می شم.  تا چیزی توی زندگیمون نمود پیدا نکنه، وارد دنیای ما نشده.

خیلی از ما ها مصداق این آیه ایم "انا جعلنا فی اعناقهم اغللا فهی الی الاذقان فقم مقمحون". حقیقت رو نمی بینم. همه چیمون سر جاش هست. نماز، روزه. اما فقط برای رفع تکلیف. از کار اصلی مون باز موندیم. هر آیه از قرآن یه تیکه از یک پازله عظیم. اومدیم روی زمین که این تیکه ها رو کنار هم بذاریم تا خدا شناخته بشه، اما همش غرق کار و زندگی شدیم. دوس ندارم گرداب زندگی من رو ببلعه. باز اگه از خدا حکم یک میلیون سال زندگی می گرفتم، خودمو قاطی این بازیا می کردم. کریس مارتین خواننده گروه کلد پلی می گه

Time is so short and I'm sure. There must be something more

واقعا می بینیم که یه روز "ما ینظرون الا صحیة وحدة تاخذهم و هم یخصمون. فلا یستطیعون توصیة و لا الی اهلهم یرجعون". چیه مگه همه چی گریبان همسایمونو می گیره. می ترسم مرگ برسه، من هنوز فکر و ذکرم فقط خرید خونه یا ماشین باشه. حتی فرصت اینو پیدا نمی کنیم که پیش خانوادمون برگردیم یا یه سفارشی به کسی بکنیم. چه بد.

در آخر بگم که یاسین فقط برای گرفتن حاجت نیست. اگر می خواییم از اشارات یاسین بهره ای داشته باشیم، باید تفکر کرد، عمل کرد. نباید به عبارات قناعت کنیم.