گندم زار من

کرامات
نویسنده : محمد - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢
 

اگه آدم بزرگی میشدم، بعد قرار بود یه کرامتی بهم میدادن، مطمئنا طی الارض رو انتخاب میکردم. نه اینکه الان هیچ کرامتی نصیبم نشده باشه.

خیلی وقتا درب ها خود به خود جلوم باز میشه. مخصوصا جلوی فروشگاه های بزگ و آسانسورا. ناشکر نیستم اما ایکاش به جاش طی الارض رو میدادن.

اونجوری میتونستم از اینجا به سمت فرشته ام پر بکشم.

باور کردنش سخته، اما خیلی از صبحای زود که میخوام برم سوار سرویس شم، مخصوصا زمستونا از ته قلبم دعا میکنم. بعد چشمامو میبندم دانشگاه رو میارم تو ذهنم (احتمالا طی الارض همینجوریه دیگه)، چشمامو وا میکنم ضایع میشم، در خونرو محکم میبندم میرم پی کارم.