گندم زار من

خوس
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۱
 

از بچگی کلمات ظاهرا بی معنی زیاد میگفتم. گاهی همراه با شعر گاهی با فریاد. حالا حکمتش چی بود، یا اینکه چه جوری شروع شد، یه علامت سوال بزرگ واسه خودمه.

مثلا قدیمی ترین کلمه بی معنی که ساختم و یادم میاد، آپیسیله بود. جالب این که دوستامم یاد میگرفتن و هی تکرار میکردن.

با گذشت سال ها این کلمه سازی بی محتوا نه تنها از بین نرفته، بلکه شکوفا هم شده. شاید دلیلش پایان نامه کارشناسی ارشدم باشه که به این مهم کمک کرده. شیوه های واژه سازی ... در زبان روسی و مقایسه آن با زبان فارسی.

الان در دایره واژگان صحبتای من و همسری بسیاری از این کلمات مشاهده میشه که گاهی سرشار از معناست.

 اینجا چنتاشو میارم که اگه بعدها یادم رفت، این گنجینه به شکل کامل از میان نره و نسل های بعد بی نصیب نمونن.

خوسه. خوس. خوسا. خسپوک. موساج. جوساتره. جیسون لیلیبی. جیسون پارچ. موش دارگان. مونسنتراتسیونایا. موسیکانتورسو. ...سان. آپوسپولا. جوک (از مصدر جوکیدن).

مثلا جیسون پارچ اگه در جاش به کار بره به معنای اینه که "با تمام احترامی که برای شما قایلم، اما حرف شما محلی از اعراب نداره، پس بحث رو نیمه کاره رها میکنم و تو هم خاموش باش".

گفتم که در بسیاری از موارد سرشار از معنیه.

حال با هم نگاهی به یکی از اشعار تازه سروده شده ام می اندازیم.

موساج خسته،خوسا شکسته

بر خوس بسته آهی نمانده

زین همراهان خسپوک نادان

قلبم رهیده، دستم جوکیده

حتی همسری پیشنهاد داد اگه خواستیم یه موقع موسسه تقویتی کنکور بزنیم اسمشو بذاریم "رهپویان خوسه".

بنده خدا اول که ازدواج کردیم سالم بود. اما به هر حال زن و شوهر شبیه هم میشن.