گندم زار من

پایان نامه
نویسنده : محمد - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۳
 

این آخر هفته همش داشتم رو پایان نامه کار میکردم. فصل نتیجه گیری. این آخریو اول رد کرده بودم، بعد چند ماه دوباره زنگ زد با اصرار و افزایش قیمت مجابم کرد.

خداروشکر روزی خداست.

تو خونه نون پیدا نمیشه. حتی فرصت نکردم برم نون بخرم. فرشته اعتراض میکرد که نون ندارم صبحانه بخورم. براش از ارزش صبر در زندگی گفتم. اما ظاهرا قانع نشد چون با فن مشت مار به سمتم حمله ور شد. روز فرشته هم به محاق رفته. روزی که من توش ظرفارو میشورم. دیروز قرار بود اینکارو بکنم که ...

همسری هم هورموناش قاطی شده. البته خوبه اما بیشتر دوست داره دراز بکشه و کار نکنه و از مزایای بارداری استفاده کنه. دیشب شام قول ماکارانی داده بود که نکرد و با یادش خوابیدیم. به هر حال یادشم ماکارانیه دیگه، خوبه.