گندم زار من

ودیعه آشغالی
نویسنده : محمد - ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٦
 

فرشته همش شکمش درد میکنه و بی حاله. با خلوت تر شدن سرم بیشتر تو کارای خونه کمک میکنم. اما تو خونه ما کار سخته، چون فرشته یه شمه هایی از مامانم داره. وسواس.

وقتایی که حواسش به کارم هست، تلاش و جدیت از خودم نشون میدم. وقتایی هم که نیست با قواعد خودم کارو پیش میبرم.

مثلا ودیعه آشغالی. اینجوریه که وقتی جارو زدنم تموم شد، هر آشغالی که بعدش دیده شد با ضربه پا به نزدیک ترین مخفی گاه (مثلا زیر مبل) برده میشه تا دفعه بعد با جارو برقی خورده شه. و شیوه هایی از این دست.

اصن بهم فشارم نمیاد.