گندم زار من

پرپر
نویسنده : محمد - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/٢٧
 

دکی که اصلا اجازه سفر نمیداد. خلاصه فرشته شرایطو توضیح داد و اونم گفته مگر با هواپیما. علیرضا یه آشنا داشت سریع زنگ زد، واسه امروز دوتا بلیط جور کرد. 

از ترس پنجشنبه آخر سال زود اومدیم به ترافیک نخوریم. پرواز نه و پنجاه بود ما یه ربع به هفت اینجا بودیم. هی به این آژانسیه گفتم دیرتر بریم بهتر نیست.

خاک تو اون تجربتون.

اینجا هم الان تو برد زده پرواز با یه ساعت تاخیر انجام میشه.

مثلا میخواسیم تو کمترین زمان ممکن بریم. 

خدا کمک کن.

پ. ن. یه ساعت دیگه هم به تاخیر قبلی اضافه شد. خدا لجم گرفته. کمک کن به یه جایی برسم بزنم دهن اینارو صاف کنم.