گندم زار من

برد و باخت
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢۸
 

به خاطر لیگ قهرمانان چهارشنبه رو مرخصی گرفتم. چقدم نتایج دلچسب بود. صعود ریال در عین ناباوری. حذف بارسا. بایرنم حذف می شد عیشم کامل می شد.

حالا عیب کار در چی بود. طبق قرارداد دوجانبه قرار شده که به جز بازی های مستقیم ریال و بارسا، من یا خانمی حداقل در ظاهر طرفدار تیم اون یکی باشیم. تو بازی با ولفسبورگ، همسری واقعا خوب بود و حتی از برد ریال ابراز رضایت کرد.

منم تصمیم داشتم سر بازی بارسا دقیقا همین کارو بکنم. اما مگه می شد. این شد که بعد از بازی همسری گفت «امروز قرارداد رو به زیر دو پای خودم می ذارم» و از ظواهر پیدا بود که اگر به شادیم ادامه بدم، گریه شروع می شه. واسه همین فقط تونسم موقع مسواک زدن با خوسه به شادی بپردازیم.

البته عوضش امروز دراومد. با باخت عجیب چهار دوی استقلال. منم کرامت نفسم رو نشون دادم و به فرشته گفتم هرچقد می خوای شادی کن.

قدیما از باخت تیمام خیلی ناراحت می شدم. بعد به این نتیجه رسیدم، شادی، این گوهر گران بها رو نباید به این راحتی از دست داد. خداروشکر الان از بردن خیلی شاد می شم اما فقط چند دقیقه بعد باخت ناراحتم. دوباره همه چی بر می گرده به وضع سابق.

دلم برای رحمتی می سوزه اینهمه خوبه. جاش تو تیم ملی خالیه. کی روش باید بی خیال شه دیگه. بابا تو کارتون فوتبالیست ها هم میکامی مربی میوا، کاکرو رو بخشید.