گندم زار من

شب قدر یک
نویسنده : محمد - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٥
 

امروز رفتم کلاس رانندگی اجباری قبل از آزمون. مربی ام رو عوض کردم. از شر تحقیرای قبلیه خلاص شدم.

آخرای تمرین مربی جدید گفت اگه اخلاقت نبود و هرچی می گفتم نمی پذیرفتی، تو همین ماشین می زدمت. خیلی داغونی. قرار شد دوباره باهاش کلاس وردارم.

امشب شب قدر. دست و دلم به کاری نمی ره. تو وبلاگا می گردم میگم واسم دعا کنید. آخه می گن با زبانی دعا کنید که باهاش گناه نکردین. با زبون دیگران که گنا ه نکردم. همزمان سخنرانی شب قدر دکتر الهی قمشه ای رو گوش می دم.