گندم زار من

فینال و زیگول
نویسنده : محمد - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢۱
 

دیروز رفتم خونه مهدی اینا واسه دیدن فینال. تا آخر دادن جام هم نشستم. تا دو نیم طول کشید. دیگه مهدی رسوندم. انتظار نداشتم پرتغال قهرمان شه. وقتی رونالدو مصدوم شد و گریه کرد ناخودآگاه طرفدار پرتغال شدم. آخه تیم من ولز بود که حذف شده بود.

صبح هم خواب موندم.

زیگول مریض شده. انقد که زندگیش سخته. از دیروز همش این آیه رو که برادرای یوسف وقتی وارد قصرش می شن می گن رو واسه خدا می خونم.

یَآ أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَـاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَــدَّقْ عَلَیْنَآ.

ای عزیز گرفتاری به ما و خانواده مان رو کرده، چنتا پول سیاه بی ارزش هم بیشتر با خودمون نیاوردیم، اما تو به پولمون نگاه نکن، پیمانمون رو کامل کن و به ما صدقه بده.

خدا من اون پول سیاه رو هم نیاوردم، شفا بده.