گندم زار من

48 تعهد معیشتی پرودگار
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱
 

انگار که یه پدر پولدار داشته باشیم، باید پشتمون گرم باشه. اصلا نباید نگران پول، خونه یا این جور چیزا باشیم. فقط یک قانون رو باید رعایت کرد. اونهم تلاش کردنه. می خوام بگم اینکه با چه ابزاری برای تحصیل روزی قدم برمی داریم، چندان اهمیت نداره. ممکنه یکی راننده تاکسی باشه، یکی معلم باشه. همین که خداوند ببینه که ما داریم تلاش می کنیم، روزیمون رو می رسونه. از سر لطف این تعهد رو در حق ما کرده.

سوره یاسین آیات سی و سه تا سی و پنج

و ءَایةٌ لَهُمُ الارضُ المَیتةُ اَحیینٰها و اَخرجنا مِنها حَبًّا فَمِنهُ یاکُلونَ 33 وَ جَعَلنا فیها جَنَّٰتٍ من نخیلٍ و اعنٰبٍ و فَجَّرنا فیها من العُیُونِ 34 لِیَاکُلُوا من ثَمَرهۦ و ما عَمِلَتهُ اَیدیهم اَفَلا یَشکُرُونَ 35

و نشانه برای آن ها اینکه زمین مرده را زنده می گردانیم و از آن دانه را خارج می کنیم و از آن می خورند 33 و قرار دادیم در آن باغ هایی از درخت نخل و انگور و در آن چشمه هایی را شکافتیم 34 از ثمره آن و از آنچه که دستانشان در آن دخالتی نداشته است، می خورند، آیا شکر نمی کنند 35

خداوند قانون روزی بخشی خودش رو بیان می کنه. زمین رو آماده می کنه، باغ ها و چشمه ها رو قرار میده، همه چی دست خودشه. حالا به خاطر نظام علت و معلولی که پروردگار هستی در این دنیا حاکم کرده، ما فقط می بایست تلاش کنیم.

اینه که من می گم خداوند تعهد کرده که ما گشنه نمیریم. اما ضعف ایمان و وسواس خناس سبب می شن که همیشه استرس این رو داشته باشیم که فردا چی می شه. من نمی گم که بی خیال فردا باشیم. نه بلکه همونطور که امام سجاد می فرمایند باید طوری واسه معیشتمون زندگی کنیم که انگار هزار سال زنده ایم. من می گم از دغدغه هامون کم کنیم تا بتونیم به مسائل اساسی تری که به خاطر اونها آفریده شدیم، بپردازیم. یک ساعاتی از روز رو به معیشت اختصاص بدیم. افرادی که دورو بر من هستن یا سر کارن یا دارن واسه کارشون توی خونه برنامه ریزی می کنن. رویا پردازی می کنن، نقشه می کشن خونه بخرن، ماشین بخرن. علامه جفعری می فرمایند "حیات را صرف وسیله حیات نمودن خطاست". لقمه های کوچیک تو زندگی ورداریم. مگه چی می شه. یکی از آشناهامون یه خونه گرون قیمت خریده، رفته زیر یه قرض قابل توجهی. همش می دویه. حتی جمعه ها هم سر کاره. وقتی بهش می گم آخه این چه زندگیه که واسه خودت درست کردی، برای من از آینده حرف می زنه. توی ابروهاش یه گره می ندازه، نگاه عاقل اندر سفیهی به من می کنه، میگه عوضش دوفردای دیگه راحتم. بنده خدا معلوم نیست یه فردای دیگش زنده باشی چه برسه به دو فردا.

هدف بسیار والایی در این حیات وجود داره که نباید نسبت بهش غافل بود. باید ایمان قلبی بیاریم که این دنیا به خودی خود اصالت نداره. وابسته است به آخرت.