ایران-عراق

دوباره خاطره بازی با آرژانتین برام زنده شد. انقد اعصابم داغون شد. هنوز سرم درد می‌کنه. می خواستم نماز عصر رو بخونم پاهام سست شده بود، دست چپم درد می کرد.فرشته که نزدیک بود گریه کنه. دیگه با دلقک بازی تونستم فضای خونه رو تلطیف کنم.

می دونم سال دیگه که انشالله این رو می خونم هیچ اثری از غم باخت در برابر عراق نیست.

زندگی سینوسی (غم-شادی، شادی-غم).

شکر خدارو در هر حال.

/ 2 نظر / 38 بازدید
زهرا.ش

من به خودم دلداری می دادم جوونای عراقی بعد از مدتها یه دلیل واسه خشوحالی پیدا کردن!عیب نداره! ولی فایده نداشت!سوووختم!

امين

اي بابا، اين همه تعصب و عرق ملي! چه ميشه كرد.