17

از نامه های بابا لنگ دراز به جودی

 

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بیننددرحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت وزمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد.

... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم.

     

                                                   دوستدارتو : بابالنگ دراز


یکی از بچه ها لطف کرده این ای میل کیلی کیلی قشنگ رو فرستاده. دلم نیومد تنها تنها بخونمش.

/ 3 نظر / 5 بازدید
باشو

سلام خیلی قشنگ وجالب بود عالیه هرکی روبیشتردوست میداریم برایش خاطرات خوشتر بسازیم منم موافقم [گل][گل][گل]ضمنا اون نظردونی من خراب شده بزنی بازمیشه ممنونم اومدی پسرک خوبم .بازهم بیا[گل][گل]

باشو

سلام اگه موافقی لینکت میکنم منواگه لینک هم نکنی مهم نیست من میام پیشت.[قلب][گل]

خدیجه زائر

حالا که از میانه ی عمر گذر کرده ام حسرت روزهائی رو می خورم که با شتاب ازش عبور کردم.خیلی از مناظز رو ندیده رد کردم که باز گشتی هم نیست.خدا کنه شماها از مناظر اطراف بهره ببرین.