حدیث حضرت علی (ع)

اگر بر دشمنت دست یافتی، بخشیدن اورا شکرانه پیروزی ات قرار ده.

حضرت علی (ع)

/ 3 نظر / 10 بازدید
مینا

سلام . سلام ای افکار شیرین ای رویاهای دور و دراز و ای یاران از یاد رفته . سالها رفتند و آنچه باقی گذاشتند خاکستر سوخته رویاها بود . خداحافظ جوانی من . دوستت دارم زیرا کوله بار غمهایت را بر دوش می کشم با آنها آواز خواهم خواند یا نقاشی خواهم کشید . من قاب رویاهایت را روی طاقچه دنیا می گذرام تا باز هم با نگاه کودکان و رویاهای آنها زندگی کند . تو مثل قاب عکس پدرم بعد از مرگش هستی هر وقت دلم بگیرد به تو نگاه می کنم و با یادت می خندم . خداحافظ جوانی من . مرگت را باور نداشتم چون مرگ پدرم و چون افتادگی مادرم . چون نافرجامی عشق ها و زبان بازی چاپلوسان . خداحافظ جوانی من اگر پیش پدرم رفتی به او بگو من چقدر در غم لحظه های تنهایی گریستم .

مینا

دکل کنار جاده دکل ایستاده بود و به دور دستها خیره شده بود . به نظر می رسد که دکلها سر تا پا گوشند . ولی کلاغها می دانند که دکلها چشم دارند . دکل در گندم زار ایستاده بود و خورشید اورا گرم می کرد . دکل از شنیدن صدای آدمها خسته بود. حرفهای تکراری آدمها را حفظ بود . دکل قلب داشت . ولی پای رفتن نداشت . زندانی بود . یک روز زمین فریاد بلندی کشید،لرزید و دکل به زمین افتاد . گوشهای دکل بسته شد و او خوابید . بی صدای کابوس وار آدمها

مینا

عصر من عصر خدا بود و قیام عصر من عصر خدا بود و قیام عصر تو عصر تلگرام و موبایل عصر من عصر رهایی ز قفص عزت نفس و رهایی ز عبث عصر تو عصر عبث بودن و افسردن من عصر تو عصر روابط همه مدهوش ظواهر عصر من عصر خدا وهمه مدهوش حقایق عصر تو عصر دکلها های و هوهای مجازی عصر من عصر تفکر عصر لبخند و تنفر عصر تو عصر تزلزل عصر پوجی ز توهم دوستی بی هدف و جا و مکان دشمنی بی سبب و راز نهان دخترم عصر تو مرگ هواست ذهن تو مرده تزویر و ریاست