شوهر نمونه

فرشته داره با مهمونا از شمال بر می گرده. دختر دایی اش اینا به همراه خواهرش. قرار بود خونه رو تمیز کنم که سربلند شه.

اما نشستم فیلم دیدم و هیچ کاری نکردم.

آه‌ه‌ه

الان دیگه دیره. حالشم ندارم. باید یه بهونه خوب پیدا کنم.

ای کاش ما هم مثه زنا که هرچی بهشون می گی، می گن "مشکل زنانه داشتم"، می تونستیم بگیم "مشکل مردانه داشتم" و طرف دیگه دنبال جواب نگرده.

بدتر از همه این که وقتی به درون خودم رجوع می کنم، می بینم اصلا عذاب وجدان هم ندارم. استاد انصاری تو تفاسیر می گفت، اگه یه گناهی رو تکرار کنید، دیگه هنگام انجامش عذاب وجدان سراغتون نمی یاد. به هر حال بار اولم نیست که این کارو می کنم.

اما انصافا ایندفعه می خواستم تمیز کنم.

هه هه هه

کیو درام گول می زنم. از اولم قصدشو نداشتم. خوب شابد نشه اسم شوهر نمونه رو روم گذاشت. اما خداروشکر حداقل معتاد نیستم. انصافا فرشته ترجیح می داد تا فردا که مهموناش میان خونه کثیف باش یا اینکه خونه تمیز باشه اما تو این مدت که تنها بودم دچار درد خانمان سوز اعتیاد می شدم. معلومه اولیو ترجیح می ده. من می شناسمش.

خیالم راحت شد.

می رم بخوابم.

/ 2 نظر / 5 بازدید
یسنا

سلام وااااااای... فقط خدا به دادتون برسه فردااااا!(البته اگه فرشته خانوم هم مثل من رو این جور مسائل حساس هستن)[ابرو] حالا خداییش چی میشد به جای فیلم دیدن خونه رو تمیز میکردین؟!! هر چند شما فکر میکنی زرنگی کردی و از زیرش در رفتین اما نظر من اینه که با این کار میتونستین حسابی خودتونو تو دل همسر عزیزتر از جان جا کنین که متاسفانه این فرصت خوب رو به راحتی از دست دادین! امیدوارم تونسته باشم نقش هر چند کوچکی در بیدار کردن وجدانتون داشته باشم![نیشخند]

هامان

ضد زن[نیشخند] همون اول اعتراف می کردی خخخخخخخخخخخخخخ