حدیث امام حسن (ع)

هر که به حسن انتخاب خداوند تکیه کند، جز آن وضعی را که خدا برایش برگزیده است، آرزوی داشتن وضعی دیگر نکند.

امام حسن (ع)

/ 8 نظر / 8 بازدید
فاطمه

نه

فاطمه

[ساکت][وای خدای من الان دیدم پست قبلی رو- نمیدونم پی بگم کوفتم شد الان نمیتونم چیزی بنویسم حالم ......

فاطمه

واقعا ناراحت شدم براهردوتون / خدابزرگه /به خودتون وفرشته یاداوری کنید تواین زمان الودگی هوا وموادافزودنی وشیمیایی وامواج و......عفونت و......کمخونی وهمه همه خیلی زیااااااااااااااادشده پایان یافتن بارداری قبل از زمان خودش خدابزرگه شماجوونیدوا............. خواهشااینی که میگم امانت بین خودتون وفرشته بمونه من خواهرم تازه 1دختر داشتند به بهانه درس ومستاجری چندسال ......یعنی پ ی ش گ ی ری کرد بعدمیخوااستندونمیشد چندبار شدبعدکلی درمان .دواودکتر اماخواهرم همش ناشکری میکرد وپسرمیخواست که یکیش بندنافش دورگردنش پیچید وتوسونو معلوم ودستورسقط ویکی ام دوماهه بود باز هی پسر پسر میکرد و...دکتر بهش گفته بود به خودت فشارنیار و...اماعیدرفته بود خونه مادرشوهرش واونجابراخودشیرینی وایستاده بود به کمک وظرف شستن و.کمرش دردگرفته بود وبه لکه بینی افتاده بود بنده خدامادر شوهرش اینانمیدونستند بارداره وگرنه نمیذاشت دست بزنه بعدشم کلی بهش رسیذه بود ودعواش کرده بود چرا ملاحظه نکردی وقتی اومدن تهرا ن بارداری خاتمه پیداکردو.... باکلی خرج ونذر ونیازخدا یک دختر خیلی خوشگل پارسال بهشون دادبعد14سال -چی کشیدیم همه ی ما تو14-15 ماه بارداریش وبع

فاطمه

[اوه]توی بارداریش وبعدش چندماه خونه ی مابود مامانم بعدش انقدر دلاراست شده بودوکاراشوکرده بود و.....که بعدش 1ماه ازکمردرد خوابیدحتی نشستنی باچه دردی نمازمیخوند/منظورم از14-15ماه بارداریش {9ماه بارداریشو وچندماه بعدش که خونهی مابود }/ا فرشته رومشغول کن سرشونذار یدبیکار باشه بشینههی فکرکنه / ان شالله خبرای خوب خوب بیاد بدید من-ما همه منتظرشنیدن شادی هاتون هستیم/زوری ام شده بایدشادی روبه خونتون ببرید[زبان]

فاطمه

ی چیزی بگم شاید بگیچقدر توفوضولی ولی مثل برادام میمونید از رومحبت وگرنه وقت ذارم تایپ کنم سختترین کار[نیشخند] نمیدونم هم خوبه هم بد که فرشته خونه خاله شه خوبیشبیشتره 70درصد - چون فامیل خودشن میدونم باهم فامیلیدولی خب ..... وخانومند وراحتتره واوناقضیه رو براش قابل هضمتر وروبرتهش میکنند نکته اش اینجاس{ ویزیتموبده تابگم[نیشخند]} وقتی به زبون میاره ....توام بودی هرروز شده الکی ام شده درحدجاضری زدن بهش زنگ بزن زیاد نه بدموقع هااااا اخرشبم سعی کن بایکی دوجمله پشت تلفن به حرف زدنمجبورش کنی وتخلیه اش کنی [زبان]خیلی باادبیات بدی گفتم -چون وقتی بیادخونه تنهاست وادامه زندگی وهدفش واین تایم که نبوده انگار زمان بینش افتاده بوده وامکان افسرده بشه وایرادبگیره یا حرف نزنه وتوخودش هی درجابزنهوفکرای تکراری ولی پیش شما عادی نشون بدهو........ حرف زدن و.....درموردهمه چی خالهو....واتفاق افتاده و....غزاوکارتو .......اینا -

فاطمه

اونجا یک خط فاصلهجاافباد[متفکر]زنگ بزن بهش زیاااااد----نه بد موقع ها در مورد همه چی صحبت کنید بذار فرشته حرف بزنه بیشتر خیلی حرف دارم وفتندارم وگرما -تشنگی -روزه م-مردم راستی میشه پست میزاریبرام میل کنی یاجواب نظراتو اومدن برام سخته تازه ایمیلم سخته الان من حرفی ندارم چون چشماتون درشت شده ازاینجامعلومه [بازنده][عصبانی][نیشخند] اگه میشه بافرشته اومد بیرون چندباربریددوتایی هدفمندانه ها

وای خدای من بااین نوشتارهول هولکی من [عصبانی] بافرشته بریدبیرون و...... البته نه همینجوری براهواخوری ووقت گذروندن واینا هدفمندانه خودتون بلدید دیگه

فاطمه

چه خبر