رو دست

چن روز پیشا یه رو دستی از این شاگردام خوردم. نگو ساعت کلاسو یه ربع کشیدن جلو. دیدم اون روز چقد زود گذشت. خوشحالو خندان رفتم سالن اساتید. خدا بقیه کجان پس. هی بخور چایی.

ده دقیقه بعد تازه پی به کنه ماجرا بردم. چن نفرشونو انداختم، دیگه هرکاری از دستشون بر میاد، دریغ نمیکنن.

/ 0 نظر / 4 بازدید