شعری در وصف استاد

گذر کردم ز کوی عاشقان دوش

"جمالت" چون بدیدم رفتم از هوش

شدم آواره و حیران صحرا

چو کردم نغمه های روسی ات گوش

 

این شعر یکی از شاگردانمه که در وصف جمال و علم بیش از حد من به صورت کاملا خودجوش سروده.

/ 3 نظر / 5 بازدید
سام

سلام خوبی به من هم سری بزن مطلب زیر رو هم ببین نظرت رو بگو http://jbums.ir/2014/05/iron/ راستی ببین میتونی به معما ها جواب بدی مخصوصا معمای زیر http://jbums.ir/2014/05/chistan/

خدا کیه ؟ خدا چیه ؟

الهم صل علی محمد و ال محمد مردی از میان جمع بلند شد و گفت: چه کنیم که دعایمان مستجاب شود؟ حضرت پاسخ داد: با زبانی دعا کنید که با آن گناه نکرده باشید. مرد متعجب و ناراحت گفت: یا رسول الله (ص) همه ما زبانی آلوده به گناه داریم! حضرت فرمودند: زبان تو برای تو گناه کرده است نه برای برادر تو . پس زبان تو نسبت به برادرت بی‌گناه است و زبان او نسبت به تو . بیاید برای یکدیگر دعا کنید تا دعایمان مستجاب شود. شب های جمعه ختم حدیث کسا فراموش نشه

نجمه

عاللللییی بود اقا محمد [گل] واسه همچین استادی باید هم شعر گفت [لبخند]