صبوری در سپهر لاجوردی

هفته پیش رفتیم شمال. خیلی خوش گذشت. مخصوصا اینکه ایندفعه برخلاف دفعه های قبل که همش یه بخشی از زمانم هدر می شد، تقریبا از ذره ذره اش استفاده کردم. خوش گذروندم، تفکر کردم، استاد گوش دادم و از همه مهمتر خوندن یک کتاب بود.

چند وقتیه یکی از اقوام دورمون دچار روان پریشی شدید شده بود. در مقابل هرچی که به دین مربوط می شد سخت موضع گیری می کرد، انقدر که خیلی چیزهارو انکار می کنه.

استاد انصاری توی سخنرانی هاشون چند بار از یک کتاب در حوزه کیهان شناسی سخن به میون آورد که یه نویسنده فرانسوی نوشته. نام کتاب "صبوری در سپهر لاجوردی". گفتم شاید اگر عظمت جهان خلقت رو از زبان یه خارجی بشنوه مفید باشه. این کتاب رو خریدم اما چنان مجذوبش شدم که عهد کردم تا نخوندمش از خودم جداش نکنم. شمال که بودیم کتاب رو برداشتم رفتم کنار باغچمون قاطیه گل ها و زنبورا خودم رو تو طبیعت استتار کردم. انصافا مست شدم.

کتاب انقدر زیبا عظمت جهان خلقت رو نشان می ده که رکوع و سجود نمازم عمق بیشتری پیدا کرده. با ای میل از استاد تشکر کردم.

حالا منتظر یه فرصتم تا زیرپوستی بدون اینکه جلب توجه کنه، کتاب رو بدم به همون فامیلمون.

/ 1 نظر / 4 بازدید
زهرا.ش

حالا چه اصراری داری اون کتاب رو بدی بهش؟؟ چرا می خوای متقاعدش کنی وقتی خودش می خواد که متقاعد نشه؟؟؟فکر کن اگر اون می خواست مثلا عقاید نهیلیستی رو به تو القا کنه دیگه فرقی می کرد که چه کتابی رو بهت معرفی کنه؟؟ کافکا یا یه نویسنده ایرانی؟؟؟تو به اعتقاداتت ایمان داری،و اون هم به بی ایمانیش ایمان داره....چه کاریه آخه؟؟منم یک زمانی زیاد بحث می کردم با این و اون،اما الان بخودم می گم چه کاریه آخه،سرم درد می کنه؟