تولد در غربت

دیروز تولدم در عین غربت و توی شلوغی کار اصلا نفهمیدم چی شد. حتی با وجود سخاوتی که رییس در هدیه تولد به خرج داد. شیرینی هم خریدم.

اگه خونه بودم، همسر عزیز از تر از جانم کیک خونگی درست میکرد. واسه شامم حتما پیتزا داشتیم. غذای مورد علاقم. داداش اینا با آبجی خانوم میومدن. بچه ها میومدن، جیغ میزدن، روز خوبمو داغون میکردن. داداش دوباره پیژامه که دو سال پیش خریده بود واسه تولدمو به رخ میکشید. هدیه ای که با زیرکی هیچ وقت بهش پاسخ ندادم. روزشم با علی هم تولدیم سر کار جشن میگرفتیم.

میخوام هدیه رییس و انشالله بزارم رو پول اول شدن کتابم و یه لپ تابی بخرم. انشالله.

/ 2 نظر / 34 بازدید
عشق به مردم

سلام خوبي دوست من؟ مطالب مفيدي داري به منم سر بزن نظر يادت نره!!!!!!

نجمه

سلام تولدتون مبارک[گل] ایشالا هنیشه سلامت و موفق باشین التماس دعا[گل]