سفرمون به شمال واسه محرم خیلی خوب بود. مثل همیشه. هرچیم بیشترم خوش می‌گذره برگشتن سخت‌تر می‌شه.

این به ظاهر اسم (و در باطن قاطر) توی تعزیه حضور داشت. من هم از آنجایی که موجود زنده ببینم نمی‌تونم بی‌خیال بشم، خلوتی گیرش آوردم دارم بهش علف می‌دم.

 

عکس دست چپی منم که جام فوتبال پی اس رو واسه دومین بار از آن خودم کردم. اونم که بردم بالا قندونه که به جای جام بردم بالا، انگشترم به نشانه عشق به همسر دارم می بوسم (البته مجازیه، چون انگشتر اذیتم می‌کنه اجازه گرفتم نندازم). بازی‌ها تو پلاژ آقا جاهد برگزار شد. بغلیم پسرشه علی که مغموم شده.

خوبی سفر این بود که تقریبا هیچ جا نماز اول وقتمو فراموش نکردم، حتی اینجا که فرش نداشت. خداروشکر.

 

 

من و فرشته در ماسوله. البته بعد از عزاداری‌ها رفتیم. به نظر من بهترین فصل ماسوله پاییزه.

 

دوچرخه سواریم که جای خود داشت. اونور عکس فرشته خانومه.

حیف زود تموم شد. حیف.

/ 3 نظر / 12 بازدید
نجمه

عزاداری هاتون قبول [گل] جام قهرمانی هم مبارکتون [نیشخند] آخییییی چه فرشته خانومی خوشگلی داری [قلب] خب نمیگی عکس دو نفره میذاری ما هم دلمون بخواد ... [خجالت][چشمک] عکس اخری هم خیلی خوبه ...چه هوای تمیزی معلومه چقد کیف میده برای دوچرخه سواری

زهرا.ش

چه عکسایی! چقدر قشنگ و نازه فرشته خانمتون!خدا کنه بزودی عکس نی نی خوشگلتون رو بذارین اینجا ما ذوق کنیم! ماسوله بودین جدا؟عزاداری های ماسوله بینظیره!اینقدر هم آدمای دست و دلبازی هستن،نذری هاشون هم خیلی خوبه!![نیشخند][رویا] ماسوله و باغ محتشم رشت،دو مکانی هستن که من هرگز نمی تونم تصمیم بگیرم کدوم فصلش قشنگتره! البته یک جیزی رو شک ندارم،که شب ماسوله فوق العاده ست!